اما من و تو

اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا این دریا
پر خواهم زد خواهم مرد

غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد …
دیدگاه ها (۱)

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

هــــرگـــــاه از شــــدت تـنهـــایــی هوس اعــتمــادی دوبــ...

#رهایم#کن...از این بن بست بی فردا رهایم کناز این دیروز و امر...

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشقهم دعا کن گره تازه نیفزاید...

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم مرا هم می‌...

واهم که این قلب آزرده را با دستان خویش به مغاک فراموشی سپارم...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط