MY LOVE
MY LOVE
P7
{اون...اون کی بود؟}
ویو ات:
نتونستم ببینم اون شخص کیه چهرش معلوم نبود ولی بوی عطرش....
بوی سیگار همراه شراب و شکلات تلخ یه گرمایی داشت که وقتی حس میکردم تمام ریه هام گرم میشد و حس عجیب ولی خوبی میداد
یکم بعد از رقص انی اومد پیشم و گفت بیا برقصیم و رفتم پیش انی و اون مرد و ول کردم یکم بعد از رقص دیدم اون مرده کلا غیبش از اهمیت ندادم که دیدم یهو برق کل سالن قطع شد و هیچکس هیچی نمیدید
همینجوری تو شک بودم که یهو یکی یه کت و انداخت رو دوشم و دم گوشم گفت:
نبینم زیاد اون پسره نزدیکت شه( بم ، ترسناک)
تا خواستم یه چی بگم دیدم برق کل سالن اومد و وقتی برگشتم دیدم یارو نیست اما هنوز کتش رو دوشم بود که دیدم بوی عطر کت همون بو رو میده همون بوی سیگار همون بوی شراب و شکلات تلخ دقیقا همون بو
ویو ادمین
ات داشت کل سالن و میگشت تا ببینه کسی رو بدون کت پیدا میکنه
همینجوری داشت میگشت که دید نیست برگشت نشست سر جاش و با خودش گفت:
نکنه این مرده همون یارویی بود که بهش پیام میداد و واسش لباس آورد؟
یعنی این مرده با من چیکار داره؟
بعد از جشن...
ات خواست تاکسی بگیره بره خونه که یهو انی اومد پیشش و گفت:
انی: هی کجا رفتی هرجا میرم پیدات نمیکنم؟ این کته چیه برا کیه؟
ات: نمیدونم کل سالن و داشتم دنبال همون مرد میگشتم ولی پیداش نکردم
انی: دنبال کی میگشتی؟
ات: دنبال مردی میگشتم که کت نداشته باشه شاید همون باشه ولی کسی نبود همه کت داشتن
انی: حالا ولش قضیه اون جعبه چیه لباس و کی بهت داده؟
( ات همه چی رو واسش تعریف کرد)
انی: نکنه این مرد همون کسیه که بهت پیام میداده؟
ات: نمیدونم خودم تو فکرش بودم
انی: باشه باز اگه خبری شد بهم بگو من رفتم خدافظ
ات: خدافظ
انی رفت و ات هم یه تاکسی گرفت و رفت خونه
(خونه)
ویو جونگکوک:
توی خونم بودم که صدای بسته شدن در همسایه رو شنیدم فهمیدم ات از مهمونی اومد خونه حتما واسش سواله که کی اون کت و بهش داده
ویو ات:
اومدم خونه و رفتم ولو شدم روی تخت آخ که چقدر دلم واسه تختم تنگ شده یکم ولو شدم بعد پاشدم و رفتم میکاپم و پاک کردم و لباسم و در آوردم و رفتم حموم کارای لازم و انجام دادم و اومدم بیرون لباس پوشیدم و رفتم توی تخت و خاموشی...
ادامه دارد...
حمایت؟
P7
{اون...اون کی بود؟}
ویو ات:
نتونستم ببینم اون شخص کیه چهرش معلوم نبود ولی بوی عطرش....
بوی سیگار همراه شراب و شکلات تلخ یه گرمایی داشت که وقتی حس میکردم تمام ریه هام گرم میشد و حس عجیب ولی خوبی میداد
یکم بعد از رقص انی اومد پیشم و گفت بیا برقصیم و رفتم پیش انی و اون مرد و ول کردم یکم بعد از رقص دیدم اون مرده کلا غیبش از اهمیت ندادم که دیدم یهو برق کل سالن قطع شد و هیچکس هیچی نمیدید
همینجوری تو شک بودم که یهو یکی یه کت و انداخت رو دوشم و دم گوشم گفت:
نبینم زیاد اون پسره نزدیکت شه( بم ، ترسناک)
تا خواستم یه چی بگم دیدم برق کل سالن اومد و وقتی برگشتم دیدم یارو نیست اما هنوز کتش رو دوشم بود که دیدم بوی عطر کت همون بو رو میده همون بوی سیگار همون بوی شراب و شکلات تلخ دقیقا همون بو
ویو ادمین
ات داشت کل سالن و میگشت تا ببینه کسی رو بدون کت پیدا میکنه
همینجوری داشت میگشت که دید نیست برگشت نشست سر جاش و با خودش گفت:
نکنه این مرده همون یارویی بود که بهش پیام میداد و واسش لباس آورد؟
یعنی این مرده با من چیکار داره؟
بعد از جشن...
ات خواست تاکسی بگیره بره خونه که یهو انی اومد پیشش و گفت:
انی: هی کجا رفتی هرجا میرم پیدات نمیکنم؟ این کته چیه برا کیه؟
ات: نمیدونم کل سالن و داشتم دنبال همون مرد میگشتم ولی پیداش نکردم
انی: دنبال کی میگشتی؟
ات: دنبال مردی میگشتم که کت نداشته باشه شاید همون باشه ولی کسی نبود همه کت داشتن
انی: حالا ولش قضیه اون جعبه چیه لباس و کی بهت داده؟
( ات همه چی رو واسش تعریف کرد)
انی: نکنه این مرد همون کسیه که بهت پیام میداده؟
ات: نمیدونم خودم تو فکرش بودم
انی: باشه باز اگه خبری شد بهم بگو من رفتم خدافظ
ات: خدافظ
انی رفت و ات هم یه تاکسی گرفت و رفت خونه
(خونه)
ویو جونگکوک:
توی خونم بودم که صدای بسته شدن در همسایه رو شنیدم فهمیدم ات از مهمونی اومد خونه حتما واسش سواله که کی اون کت و بهش داده
ویو ات:
اومدم خونه و رفتم ولو شدم روی تخت آخ که چقدر دلم واسه تختم تنگ شده یکم ولو شدم بعد پاشدم و رفتم میکاپم و پاک کردم و لباسم و در آوردم و رفتم حموم کارای لازم و انجام دادم و اومدم بیرون لباس پوشیدم و رفتم توی تخت و خاموشی...
ادامه دارد...
حمایت؟
- ۳۳۹
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط