حبس شده‌ام
پشتِ حصاری که
سرانجامش تویی ...
دیدگاه ها (۱)

‌تمام شهربوی عطر بهار گرفتهو تمام من بوی تو کجایی بهار دارد ...

‌کَس به چشمم در نمی‌آیدکه گویم مثلِ اوست...

‌به من دست بزننگذار خاک بگیرم....

‌من او را دوست دارم‌ و این آغاز و پایان همه‌چیز است...

خوردم از خوبی دیدم پشت سرم تویی...

خوردم از خودی ،دیدم پشت سرم تویی:)

اعتماد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط