احساس غریبی باز اومد سراغم تقصیر اون نبود
احساس غریبی باز اومد سراغم تقصیر اون نبود
فقط این من بودم که زخمام دوباره سر باز کرده بود وقتی برای گریه نبود همش خستگی های پشت سر هم و علاقه های افراطی چاشنی زندگانی من بود ولی آیا واقعا زنده بودم ؟
یه لحظه فکر همه چیزهایی که ذهنم رو متشنج کرده بود گذاشتم کنار.....اون واقعا دوستم داره؟
معلومه که اینطوری نیست هر دفعه بیشتر از قبل از نگاهش میترسم
در حالی که فردی را نمی دید در جستجوی دیدن معنا بود کسی که خواهانش بود اون را نمی خواست شایدم میخواست ولی اون انکار را ترجیح داد
به قول یه شخص خاص نافلز به رابطه با فلز تن میداد و با نافلز ها می پرید
از دو جهت هم خیانت کار بود یعنی فلز چکار کرده بود؟
اه ای فلز ....کاتیون تو مانند میدان میتواند در بار منفی من ورود کند؟
و دیگر هیچ✨
متن های دیگر هم سراییدم انشالله بعدا🫤
فقط این من بودم که زخمام دوباره سر باز کرده بود وقتی برای گریه نبود همش خستگی های پشت سر هم و علاقه های افراطی چاشنی زندگانی من بود ولی آیا واقعا زنده بودم ؟
یه لحظه فکر همه چیزهایی که ذهنم رو متشنج کرده بود گذاشتم کنار.....اون واقعا دوستم داره؟
معلومه که اینطوری نیست هر دفعه بیشتر از قبل از نگاهش میترسم
در حالی که فردی را نمی دید در جستجوی دیدن معنا بود کسی که خواهانش بود اون را نمی خواست شایدم میخواست ولی اون انکار را ترجیح داد
به قول یه شخص خاص نافلز به رابطه با فلز تن میداد و با نافلز ها می پرید
از دو جهت هم خیانت کار بود یعنی فلز چکار کرده بود؟
اه ای فلز ....کاتیون تو مانند میدان میتواند در بار منفی من ورود کند؟
و دیگر هیچ✨
متن های دیگر هم سراییدم انشالله بعدا🫤
- ۱.۱k
- ۱۲ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط