بابای صورتی همراه با عشق سفید

بابای صورتی همراه با عشق سفید
پارت هفت
بعد شام ا.ت و سانزو میرن تو اتاقشون تا بخوابن . ( یه جوری با حس مینویسم انگار ا.ت دوست دختر سانزوعه دارن میرن عبادت ) ا.ت رفت خرس صورتیش رو بغل کرد و رفت بخوابه .
* نکته : ا.ت لباس خوابش رو پوشیده ، گوشه تخت خوابیده و خرسش رو بغل کرده *
سانزو بعد از ابنگه لباساش رو عوض کرد و لباس خوابش رو پوشید داشت میرفت بخوابه که با صحنه روبه‌روش که ا.ت بود روبه‌رو شد . یه لبخند 😏از اونایی که معنیش اینع که بریم یکم شیطونی کنیم زد و رفت سمت ا.ت ...
رفت رو تخت دراز کشید و یه دفعه ....



یه دفعه ......













شروع کرد به قلقلک دادن ا.ت ....
بقیه اش پارت بعد ایشالا
دیدگاه ها (۹)

بابای صورتی همراه با عشق سفید پارت هشت فک کنماین پارت در خوا...

دوستام اتقامم رو میگیرت

دیروز روز جهانی اوتاکو ها بود روزمون مبارک

بر خلاف خیلیا من میتونم هنتای با میتسویا رو تصور کنم ولی نمی...

سلام سلام بلاخره پارت دادمما/ت : میدونی چیه اصلا میرم یه چی...

سناریو سانزو پارت ۲

سناریو میتسویا پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط