Knife Dead )

Knife Dead )
Part 25

اسلاید ۲ جونکوک

دخترک به شدت عصبی شد و گفت....
ات: دیونه .... من فراری نیستم
جونکوک: خودت یه آدم فرا ی بیشتر نیستی
دخترک نفسی کشید و دندان هایش رو هم سائیده و گفت
ات: اصلا مهم نیست چی صدام کنید آقای محترم
اخره حرفش‌را محکم گفت و بع جونکوک پشت کرد تا قدمی سمتش سمته بيرون برمیداشت تا اینکه صدا اش مانع شد ...
جونکوک: ببین بازم فرار میکنی
ات: من فراری. نمیکنم
جونکوک: خب نمیایی جای خلوت
دخترک سمتش چرخید و لبخند شیطونی زد و موهای دم اسپی اش را کنی مرتب کرد
ات: جایی خلوت ؟ ... نمیدونم بریم ؟
جونکوک: شک نکن دنبالم بیا
جونکوک دست دو جیب سمته راه رو رفت و دخترک هم به دنبالش راهی شد ( ات احمق حوب گوش بده نباید زیاد رو بدی بهش باید چنان رفتار کنم که دنبالم بیاد باید حسشون بین خودم بگیرم و در مشتم تون رو قرار بگیرم آفرین آفرین تو میتونی )
از آن صدا شلوف‌ به سمته طبقه دوم رفتن و آن مکان فقد یک اتاق خالی پر از مبل بودن و جایی برای استراحت و مکان بی صدا و آرام حتی نوشیدنی ها اش هم فرق داشت ..
جونکوک رو یکی از مبل ها نشست و با اشاره دست پسره جون به اسم گارسون آمد..‌‌
جونکوک: برام شراب قرمز بیار ... روبه ات کرد و گفت
جونکوک: شما چی ؟
دخترک به مبل پشت اش تکیه داد و گفت ...
ات: سوجو
جونکوک یک تای ابرو بالا برد و با اشاره دست گارسون راهی شد ...
جونکوک سمته ات چرخید و لبخندی زد
جونکوک: دیر کروم درسته ؟
دخترک که میدونست دیر کرده کلافه بود و میخواست سرش داد بزنه نفسی کشید و گفت....
ات: خب دیر شد یا نشد چه فرقی‌داره میبینی که کنار هم هستیم .... با صوتی اشتباهی که کرده بود لبش رو گاز گرفت و زود گفت .... ات: نه منظورم این نبود منظورم فقد ... از این ... که دیگه .... اینجاییم...
جونکوک با چشم های درشت بهش خیره شد و خنده ای کرد و گفت ...
جونکوک : باشه ... منظورت رو فهمیدم
جونکوک پالتو بلند و مشکی رنگش را کشید و رو مبل کنارش گذاشت موها بلند اش را پشتش هدایت کرد و از این صحنه کی داشت جون میداد دخترک با چشن های پر از عشق اش بهش خیره شد پیشونی زیبا ای که روش چندیدن تار موهای که بالا زده بود به پیشانی پناه برده و شلوار لی چسپیده دوره پاهایش و بلیز مشکی فقد برای کشتن دخترا خودش را این همه آماده کرده بود دخترک با فکر اینکه نباید دلباخته اش بشه چشم هایش را بست و به کنارش سرش را چرخاند اوفی کشید و گفت... ( ات دختر آروم بگیر باید مغرورانه رفتار کنی میفهمی باید .... باید )
دیدگاه ها (۵)

(Knife Dead)Part 26جونکوک این همه مدت چشم دوخته بهش و فاصله ...

(Knife Dead)Part 27جونکوک تک خنده ای کرد و دستش را سمته پهلو...

( Knife Dead )part 24و بعد سمته مبل ها رفت بعد از دید آن مکا...

سو آه را سمت یکی از شیشه های اتاق کشاند آوا بازم اخم کرد ، م...

پارت¹هوا بارونی بود ، رعد و برق ها هر لحظه زیاد میشدن ، ات ب...

چند پارتی وقتی عضو هشتمی و اسم و افسردگی داری پارت: ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط