شیشه ی پنجره ای می شکند
شیشه ی پنجره ای می شکند
همه را سوی خودش می خواند
هر کسی لب به سخن بگشاید
که چرا شیشه شکست ؟
چه کسی بود که آنرا بشکست؟
شایدم می گویند،
خوب شد رفع بلاست
از خودم می پرسم
دل من نیز شکست
هیچکس هیچ نگفت
غصه ام را نشنید
ارزش من پس چیست؟
من خودم می دانم
من خودم می فهمم
ارزش این دل شوریده ی من
کمتر از پنجره است
همه را سوی خودش می خواند
هر کسی لب به سخن بگشاید
که چرا شیشه شکست ؟
چه کسی بود که آنرا بشکست؟
شایدم می گویند،
خوب شد رفع بلاست
از خودم می پرسم
دل من نیز شکست
هیچکس هیچ نگفت
غصه ام را نشنید
ارزش من پس چیست؟
من خودم می دانم
من خودم می فهمم
ارزش این دل شوریده ی من
کمتر از پنجره است
- ۴۶۰
- ۰۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط