خدایا

خدایا

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی

دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی

چرا چشم دلم کوره؟ عصای رفتنم سسته؟

کدوم موج پریشونی تورو از ذهن من شسته؟

خدایا فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه

از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه

من از تکرار بیزارم، از این لبخند پژمرده

از این احساس یاسی که تورو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم ، شبم گم کرده مهتابو

بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه خوابو

چرا گریه ام نمی گیره؟ مگه قلب من از سنگه؟

خدایا من کجا میرم؟ کجای جاده دلتنگه؟

میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیذاره

سر راه بهشت من درخت سیب می کاره...
دیدگاه ها (۴)

طعنه نزن به گريه هام تنها تو ميموني برامتنها تو ميشناسي منو ...

سلام دوستای گلم که با لایک و کامنتاتون همیشه منو شرمنده خودت...

سلام دوستای گلمنمیخواستم بیام و ببخشید اینجوری اومدم!الان یک...

بعضی آدمهــــــا یهـو میــان. . . . یهـو زندگیـتـــــو قشنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط