دل برده ز دستم

دل برده ز دستم
خم ابروی کمانت

آواره شده دل
که سپردم به امانت

تو یار فریبایی و
در دام نگاهت

خیره به تو مانم و
خیالی به لبانت



#کامران_سمائی
دیدگاه ها (۱۳)

ازبچگے بهـم گفتنٰٓ‌ٰٰٓٓ‌ٰٓ‌‌ٰٓ‌ٰٰٓ‌ٰٓ‌ٰٓ‌ٰٰٰٓٓ‌ٰٓ‌‌‌ ٰٓ‌ٰٓ‌ ...

بزرگتر که شدیم مداد هایمان هم تکامل یافتند تبدیل به خودکارها...

کنارت که باشمکوب کوب قلبم آرام میگیرد و تو در من انعکاس پیدا...

خدایا ..بهترین درسها را در زمان سختی آموختمو دانستم صبور بود...

ندهد هيچ گلى عطر خوش بوی تو رانفروشم به جهان پیچشی از موی تو...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط