آنگاه که غرور کسی را له می کنی

آنگاه که غرور کسی را له می کنی

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری

آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری

می خواهم بدانم

دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای

خوشبختی خودت دعا کنی؟
دیدگاه ها (۳)

انشای دانش آمموز در مورد پول حلال نان حلال خیلی خیلی خوب است...

دو تا دانه توی خاک حاصلخیز بهاری کنار هم نشسته بودند.دانه او...

بوسه بر ماهلی پو یکی از دو شاعر بسیار بزرگ قدیمی چین بود. او...

هنوز کاملا در قبر زندگی خودم جا به جا نشده بودم که یکبارهاحس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط