the marriage of shadows
-----------------------------------
the marriage of shadows
-----------------------------------
☆PART:۵★
__________________________________________________________________
-فلش فوروارد به صبح عروسی-
"ویو کارینا"
'به ساعت نگاهی انداختم،۶:۱۴...
'بخاطر استرس کل شبو بیدار بودم...
'بالاخره با کلی کلنجار رفتن با خودم،تصمیم گرفتم حداقل خوشگل ترین عروس بشم...
'دوش ۳۰ دقیقه ای گرفتم و برای خودم فیشیال انجام دادم،از اونجایی که عادت داشتم و وسایلش رو داشتم،برای خودم کاشت ناخن انجام دادم...
'به خودم که اومدم دیدم که ساعت:۸:۳۰...
'سریع لباسی پوشیدم و از عمارت خارج شدم...
'تهیونگ اومده بود دنبالم و تا آرایشگاه رسوندم...
'میکاپ آرتیست ازم پرسید چه مدل میکاپی میخوام،منم یک میکاپ لایت و ساده انتخاب کردم،بعدش هم یک مدل موی باز ساده انتخاب کردم و با کمک استایلیستها لباس عروسم رو پوشیدم...
+واقعا خوشگل شدم(تو ذهنش)
'کارم ساعت ۱۰ تموم شد و تهیونگ اومد دنبالم...
_...
+چیه؟بد شدم؟
_نه،عالی شدی
+(خنده خجالتی)
'تهیونگ خیلی جذاب شده بود،اون موهاش،لباسش،صورت خوش فرمش...
+وای،دارم چی میگم؟!(تو ذهنش)
'هردو سوار ماشین شدیم و به سمت مکان عروسی راه افتادیم...
+عامم،راستی ما خیلی از چیزا رو باهم هماهنگ نکردیم...
_مثلا چی؟
+خب مردم معمولا اینکه،کجا آشنا شدیم،کی اعتراف کرد و... رو میپرسن،باید هماهنگ باشیم...
_خب حالا چیکار کنیم؟
'به سرم اشاره کردم...
+به لطف بخش قوی تخیلات مغزم،خیلی زود یه داستان سر هم میکنم...
_(خنده)
+اها،خب،یک روز من برای تعطیلات رفته بودم جزیرهی ججو،برای تفریح به ساحل رفتم،ناگهان تو رو دیدم و ما توی نگاه اول عاشق شدیم...
_خیلی فیلمی نیست؟نگاه اول؟مسخرست(پوزخند)
+چی میگی،این روزا اینجور عاشق شدنا رایجه...
+ولی احساس میکنم این داستانو قبلا شنیدم...
+...اهااا(داد)
_وای چته،ترسیدم
+دوستم چند وقت پیش عروسیش بود،اون اینطوری با شوهرش آشنا شد،گفتم چقدر داستانش آشناست...
_این بود بخش قوی تخیلات مغزت؟(خنده)
+یاااا(حرصی)
+...خب،فهمیدم،ما مثلا قبلا چند باری همو توی مراسم ها دیدیم،بعدش از همدیگه خوشمون میاد،تو میای شماره منو میگیری و از اینجا همچی شروع میشه...
_این خوبه...
+بعدش اگه پرسیدن کی اول اعتراف کرد و کی اول گفت دوست دارم،چیکار کنیم؟(داره فکر میکنه)
_من شماره گرفتم پس تو اعتراف کن...
+اوکی(خنده)...عامم،میشه بپرسم روز تولدت کِیه؟
_برا چی؟
+مثلا من تحقیق میکنم که یک روز خاص بهت اعتراف کنم بعد میبینم نزدیک تولدته،روز تولدت شام دعوتت میکنم و برات کیک میگیرم و تولد میگیریم،بعدش بهت اعتراف میکنم...
_اوهوم،خوبه،تولدم ۳۰ سپتامبر ۱۹۹۵...
+اوکی...
+خیلی چیزای جزئی رو هم باید بدونیم...
+مثلا روزی که من اعتراف کردم،چی پوشیدم یا تو چی پوشیدی...
_چرا؟(تعجب)
+مردم خیلی ریز بینن،مو رو از ماست میکِشن بیرون،باید هواسمون باشه...
+خب،من یک دامن کوتاه سیاه،تاپ زرشکی،بوت و کت چرم مشکی تنم بوده و تو کت شلوار مشکی،با پیراهن مشکی و کراوات زرشکی تنت بوده...
_چه تخیلات قوی ای داری(خنده)
+معلومه،من همیشه انشا ۲۰ میشدم،حتی معلم دیگه نگاه به برگم نمیکرد،ندیده ۲۰ میداد...
_(خنده)
_خب،دیگه داریم میرسیم...
-ادامه دارد...-
------------------------------------------------------------------------------------------
اسلاید۲: ناخنهای کارینا
اسلاید۳: مدل موهای کارینا
------------------------------------------------------------------------------------------
=پارت بعد هدیست=
------------------------------------------------------------------------------------------
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
the marriage of shadows
-----------------------------------
☆PART:۵★
__________________________________________________________________
-فلش فوروارد به صبح عروسی-
"ویو کارینا"
'به ساعت نگاهی انداختم،۶:۱۴...
'بخاطر استرس کل شبو بیدار بودم...
'بالاخره با کلی کلنجار رفتن با خودم،تصمیم گرفتم حداقل خوشگل ترین عروس بشم...
'دوش ۳۰ دقیقه ای گرفتم و برای خودم فیشیال انجام دادم،از اونجایی که عادت داشتم و وسایلش رو داشتم،برای خودم کاشت ناخن انجام دادم...
'به خودم که اومدم دیدم که ساعت:۸:۳۰...
'سریع لباسی پوشیدم و از عمارت خارج شدم...
'تهیونگ اومده بود دنبالم و تا آرایشگاه رسوندم...
'میکاپ آرتیست ازم پرسید چه مدل میکاپی میخوام،منم یک میکاپ لایت و ساده انتخاب کردم،بعدش هم یک مدل موی باز ساده انتخاب کردم و با کمک استایلیستها لباس عروسم رو پوشیدم...
+واقعا خوشگل شدم(تو ذهنش)
'کارم ساعت ۱۰ تموم شد و تهیونگ اومد دنبالم...
_...
+چیه؟بد شدم؟
_نه،عالی شدی
+(خنده خجالتی)
'تهیونگ خیلی جذاب شده بود،اون موهاش،لباسش،صورت خوش فرمش...
+وای،دارم چی میگم؟!(تو ذهنش)
'هردو سوار ماشین شدیم و به سمت مکان عروسی راه افتادیم...
+عامم،راستی ما خیلی از چیزا رو باهم هماهنگ نکردیم...
_مثلا چی؟
+خب مردم معمولا اینکه،کجا آشنا شدیم،کی اعتراف کرد و... رو میپرسن،باید هماهنگ باشیم...
_خب حالا چیکار کنیم؟
'به سرم اشاره کردم...
+به لطف بخش قوی تخیلات مغزم،خیلی زود یه داستان سر هم میکنم...
_(خنده)
+اها،خب،یک روز من برای تعطیلات رفته بودم جزیرهی ججو،برای تفریح به ساحل رفتم،ناگهان تو رو دیدم و ما توی نگاه اول عاشق شدیم...
_خیلی فیلمی نیست؟نگاه اول؟مسخرست(پوزخند)
+چی میگی،این روزا اینجور عاشق شدنا رایجه...
+ولی احساس میکنم این داستانو قبلا شنیدم...
+...اهااا(داد)
_وای چته،ترسیدم
+دوستم چند وقت پیش عروسیش بود،اون اینطوری با شوهرش آشنا شد،گفتم چقدر داستانش آشناست...
_این بود بخش قوی تخیلات مغزت؟(خنده)
+یاااا(حرصی)
+...خب،فهمیدم،ما مثلا قبلا چند باری همو توی مراسم ها دیدیم،بعدش از همدیگه خوشمون میاد،تو میای شماره منو میگیری و از اینجا همچی شروع میشه...
_این خوبه...
+بعدش اگه پرسیدن کی اول اعتراف کرد و کی اول گفت دوست دارم،چیکار کنیم؟(داره فکر میکنه)
_من شماره گرفتم پس تو اعتراف کن...
+اوکی(خنده)...عامم،میشه بپرسم روز تولدت کِیه؟
_برا چی؟
+مثلا من تحقیق میکنم که یک روز خاص بهت اعتراف کنم بعد میبینم نزدیک تولدته،روز تولدت شام دعوتت میکنم و برات کیک میگیرم و تولد میگیریم،بعدش بهت اعتراف میکنم...
_اوهوم،خوبه،تولدم ۳۰ سپتامبر ۱۹۹۵...
+اوکی...
+خیلی چیزای جزئی رو هم باید بدونیم...
+مثلا روزی که من اعتراف کردم،چی پوشیدم یا تو چی پوشیدی...
_چرا؟(تعجب)
+مردم خیلی ریز بینن،مو رو از ماست میکِشن بیرون،باید هواسمون باشه...
+خب،من یک دامن کوتاه سیاه،تاپ زرشکی،بوت و کت چرم مشکی تنم بوده و تو کت شلوار مشکی،با پیراهن مشکی و کراوات زرشکی تنت بوده...
_چه تخیلات قوی ای داری(خنده)
+معلومه،من همیشه انشا ۲۰ میشدم،حتی معلم دیگه نگاه به برگم نمیکرد،ندیده ۲۰ میداد...
_(خنده)
_خب،دیگه داریم میرسیم...
-ادامه دارد...-
------------------------------------------------------------------------------------------
اسلاید۲: ناخنهای کارینا
اسلاید۳: مدل موهای کارینا
------------------------------------------------------------------------------------------
=پارت بعد هدیست=
------------------------------------------------------------------------------------------
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
- ۶.۵k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط