به چشمان مهربان تو مینویسم....

به چشمان مهربان تو مینویسم....
حکایت بی نهایت عشق را...
تا بدانی که محبت و عشق را در
چشمان تو آموختم ..
وبا تو آغاز کردم به پاکی چشمانم
قسم که تا ابد دوستت دارم

‌‎‌‌‎
دیدگاه ها (۱)

"تو" مال "منےضرباڹ قلبم با "تو" بالا میـرود"مڹ" از همه دســت...

صبح‌هایی هست :سپید ؛ شیرین ...دلچسب ؛ عطرآگین ...مثل صبح امر...

.صبح می جویم تو رادر هستی و آفاق و شعرتا که جان گیرد زِ توای...

الحُب لیس کلاماً یقال.. الحُب: إهتمام، سؤال، غیره، خوف، حرص ...

بزرگترین تاوان این بود که در مسیرِ عشق، خودم را گم کردم؛ و آ...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

هرجا و هرکجا که هستی مینویسم برای تو ای عزیزکرده .چشمانت مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط