بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست سی هشت🍷🔪



کوروش سری تکون داد

یه رژیم غذایی برام نوشت و هرچی دوست داشتم و حذف کرد برام

اخمام رفت توی هم
همون‌جوری که از مطب می اومدیم بیرون لب زدم
_نه کوروش نمیشه من به این برنامه غذاییش عمل نمیکنم

با تعجب نگاهم کرد

که جیغی زدم
+بیشعور هرچی دوست داشتم حذف کرد برام ، نزاشت هیچی بمونه

تک خنده ای کرد
_ به خاطر خودت بود عزیزم..مضره برات

برو بابایی گفتم
کل غذا هام سالاد و غذاهای خونگی بود

گفته بود فست فود نخورم
ولی مگه میشه بدون پیتزا ام زندگی کرد

پوفی کشیدم ..پاهام و آروم تکون دادم
لواشکم دلم میخواست

از اینکه بچه ها دو قلو بودن خوشحال بودم
یهو برگشتم سمت کوروش

لب زدم
+کوروش؟

جانمی زمزمه کرد که نمیدونم‌چرا دلم بدجور قنج رفت
ولی لب زدم
_چرا جنسیت بچه ها رو نگفت
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست سی نه🍷🔪خندید +خب از الان که معلوم نم...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل🍷🔪چشمام گرد شد دیوونه شده بود رسم...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست سی هفت🍷🔪بندای کفشم و آروم بست بعد بب...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست سی شیش🍷🔪لبخندم عمیق شد خیلی عمیق ، ا...

ارباب منPart15لیا:چشمامو اروم باز کردم ح//س سن//گینیه کسی رو...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۳بعد از خوردن غذا و شستن ظرفا قرار شد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط