سلام کیوتا

سلام کیوتا🎀🎀🎀🎀

ویو : بعد از صبحونه


مایکی: خب بچه ها امید وارم بدونید که فردا قراره بریم دعوا با گروه ایزانا

کیو: ایزانا یه گنگ داره؟

مایکی: اره یه گنگ ار نسل اس۹ هستن

کیو: که اینطور پس دشمن حساب میشه

(بچه ها ران و ریندو اینجا داخل گنگ مایکی میمونن من یکم داستان رو دستکاری کردم)

ران: اره دشمن حساب میشه

ریندو: به هر حال که کیو اینجا میمونه مو باید بریم دعوا نمیخواد به خودت استرس وارد کنی

کیو داشت از عصبانیت جر میخورد چون همیشه تو دعوا ها اون هست حتی اگه بهش ربط نداشته باشه

کیو: خب من میتونم بیام نگته کنم ببینم نامزدم چطوری مبارزه میکنه ( رو به مایکی) مگه نه مایکی؟


مایکی: البته که میتونی بیای

ذهن کیو: امیدوارم مثل قبل دیوونه نشم...

ران: مایکی شوخی داری میکنی ؟ اگه برای کیو اتفاقی بیوفته چی؟

سانزو: راست میگه مایکی

کیو: نمیخواد نگران من باشید من MAM کارم استاد مبارزه های نزدیک

ران: اگه اینجوری چرا نتونستی جلوی من رو بگیری که بیهوشت نکنم؟

کیو: اونموقع حالم خوب نبو نمیدونستم دارم چیکار میکنم

مایکی: بسه دیگه هرچی که من گفتم کیو با ما میاد ، من یه کم دیگه باید برم پیش تاکه میچی

کیو: منم میامممم

ویو کیو: بعد ار چند روز بلاخره میتونم برم بیروننننن هورااااا

مایکی: باشه برو لباست رو بپوش( میزارم)

کیو: باشه

خونه تاکه:

مایکی: سلام تکامیچیییی

تاکه: عه مایکی چرا اومدی اینجا؟

کیو: کارت داشت اومد

تاکه : اها،مایکی مگه نگفتی هیچ دختری بجز اما تو کاخ نیست؟

مایکی: نامزدمه...

تاکه؛ عه ،جدی؟!

کیو: اره نامزدشم مایکی کارت داشت اومد پیشت

مایکی: اره میخوام فردا تو و تیمت با من بیاین برای دعوا که فرداست

تاکه: باشه مشکای نیست

بچه ها ببخشید یه کم دیر گذاشتم
دیدگاه ها (۰)

یعنی به معنای واقعی زارتتتتت

این لباس کیو هست که با اما رفتن خریدن

من و داداشم😑💔

🎀🎀🎀مایکی: ولی این چیزی از فرشته بودنت کم نمیکنهکیو: خیلی خوب...

مایل به خانواده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط