ات عه دو دقیقه بزارین کنار هم خوش باشیم

𝚙𝚊𝚛𝚝5
ا/ت.. عه دو دقیقه بزارین کنار هم خوش باشیم
شوگا..(خنده)
جنا.. خنده
ا/ت.. میمونا(خنده)
ات نگاهی به ساعت میکنه و
ا/ت.. یااااا کی ساعت شیش شد (نگران و با عجله)
شوگا.. چرا عجله داری (لبخند شیطون)
ا/ت.. باید بریم دانشگاه جناب استاد(با تمسخر)
شوگا.. عه از بس شماها زیبایین محو زیباییتون شدم یادم رفته بود باید بریم (تمسخر و خنده)
ات و جنا و شوگا میخندن و میرن سر میز صبحانه اما ات لب به صبحانه نزد
شوگا و جنا صبحانشون و میخورن و تموم میکنن و بعد هم سمت ماشین شوگا حرکت میکنن
ویو توی ماشین
ویو ات
اگه کوک اومده باشه دانشگاه چی
واییی ذوق دارم
وایی نه اگه توی دانشگاه دعوا بشه چی
اگه کوک دیگه منو نخواد چی
اگه باز کلی دختر دورش جمع بشن چیی
توی همین افکار بودم که یهو یه چیزی گونه هامو خیس کرد این دیگه چیه اهههه
هه من دارم گریه میکنم بیخی بابا
ویو شوگا
تقریبا دو دقیقه تمام دارم ات و صدا میکنم چشه این صورتش انگار یجوریه بغض داره😐
دیدم داره گریه میکنه عه باز چی شد؟
اااااتتت
ات اشک هاشو پاک میکنه و متوجه صدا کردن های جنا و شوگا میشه
ا/ت.. بله (بغض)
جنا.. یا چته دختر چرا گریه میکنی؟
شوگا منتظر نگاش میکنه
ا/ت.. هیچی رسیدیم؟
شوگا.. اره ماهم که باور کردیم بحث و عوض نکن بگو چیشده
ا/ت.. بچها واقعا معذرت میخوام(با گریه)
جنا.. واسه چی معذرت میخوای ؟ تو کار اشتباهی نکردی
ا/ت.. کوک واقعا راست میگه من واقعا سربارم یه ادم اضافم یه ادم بی خود که فقط باعث اسیب به دیگرانه من اصلا نباید میومدم با اومدن من توی این دنیای کوفتی همچی خراب شد(گریه سگی)
شوگا.. یاااا دختر تو یه فرشته ای من واقعا دوستت دارم(این جارو مثلا داره به عنوان داداشش میگ) تو زیبا ترینی بهترین و واقعا با وجود تو حال خیلی ها خوب شده پس اینو نگو
و جنای بدبختی که تا بحال این هارو از شوگا نشنیده بود😂
جنا.. یا شوگا تو اینارو از کجات در اوردی اصلا این حرف ها به تو نمیخورد اصلا چرا اینارو تا به حال به من نگفتی اصلا من گعرم(لوس و ناز و کیوت و گوگولی و خلاصه)
ویو ادمین
شوگا ات و اروم کرد و رفت ناز کشی خواهر گل منگولیش
و بعد اروم کردن دوتا دختر لوس از ماشین پیاده شدن و به سمت دانشگاه حرکت کردن
شوگا.. ات ببین اگه کوک یا بقیه بچها رو دیدی بهت سلام دادن سلام میدی سلام ندادن نمیدی وقت استراحت یا نهار شد برو پیش جنا منم اگه تونستم میام پیشتون ولی به احتمال زیاد کوک نیاد بازم مراقب خودتون باشین بابای
ات و جنا از شوگا خدافزی میکنن و میرن سمت کلاس شون
ویو جنا
خداروشکر کلاسم با ات یکی هست ولی کوک هم کلاسش با ماست خدا کنه امروز و نیاد دانشگاه
وایی خدایا استرس کل وجودمو فرا گرفته کاش میشد این دوتا رو بهم برگردوند ولی نمیدونم چرا حال ات اینقدر خرابه یونگی فقط بهم گفت که ات یه کاری به ناخواسته انجام داده و کوک تا سر حد مرگ تنبیهش کرده و کوک الان مث چیز پشیمونه
ویو ا/ت
ههی کاش امروز کوک بیاد دانشگاه واقعا خسته شدم میخوام حقیقت و به کوک بگم دیگه تحمل ندارم بهش میگم اره فکر خوبیه هر چی باشه اون باید بدونه نمیشه حقیقت رو توی خودم بریزم ای کاش امروز اون سوزونهوا ی جنده نیاد
ویو ادمین
بله دارید درست فکر میکنید مگه ات حقیقت رو به شوگا نگفته بود مگه شوگا نیمی از حقیقت رو به گوش کوک نرسوند یا اینکه اسم اون دختری که ات رو مجبور به اون کار کرد لیسان نبود ولی سخت در اشتباه هستید بزیم برای ادامه پارت

پایان
دیدگاه ها (۲)

𝚙𝚊𝚛𝚝6.ویو اتوقتی رفتیم توی کلاس دست جنا رو محکم گرفتم چشمامو...

𝚙𝚊𝚛𝚝7ویو ات سرمو برگردوندم که با صورت درهم ریخته کوک مواجه ش...

♡♡تولد موچی جونمه تولدش مبارککک باشهه✨🐾생일 축하해, 사랑하는 지민아.영원히 ...

موهوم مهممم

خون آشام پنهان ۱۲

Part 8کوک ا،ت و به اتاقش می‌بره و ا،ت و روی تخت می‌زاره ،ات ...

P⁴زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تچند دقیقه بعد دوباره ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط