خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر جاده ای که در آن قدم نه

خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است، انتهایش را نمی دانم چیست. میترسم انتهایش بن بست باشد. تو را به مهربانیت سوگند فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نامشخصم باشد. نمی خواهم بی فانوس تو به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم. ای مهربانترینم من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم...!!!

خدایااااااااااااا

***التماس دعادوستای گلم***
دیدگاه ها (۳۳)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

وارث ماه‌خاموش

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①③ چه بود زندگی؟ اگر تو نمی‌رسید...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_23فصل دوازدهم |...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

KIM V

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط