میاد رو به روم به چشمای قرمز و پف کردش نگاه می کنم

میاد رو به روم ...به چشمای قرمز و پف کردش نگاه می کنم.
_من کسی بودم که تمام این اطلاعات رو بهش داده...من بودم که خیانت کرده.
×چرا؟
خشم و ناراحتی تمام وجودم رو میگیره
×چرااا؟...هق ...من که دوست داشتم....تو بهم یه فرصت دادی....هق....چرا ...چرا ...من مگه چیزی برات کم گذاشتم.

بزور بغضش رو قورت میده. میخواد چیزی بگه که مرد ناشناس دستشو میگیره و میندازتش توی جاده‌. شیزوکا بلند میشه و نگاهی به مرد میندازه.
_خب حالا بزار کوکو بره....همنطور که گفتی اگه بیام اینجا،اگه بهت اطلاعات بدم میزاری کوکو بره.من با بقیه اعضا کاری ندارم.
نگاهی به مایکی میندازه و ادامه میده:هر کاری دوست داری بکن ولی بزار کوکو بره.
+بزارم کوکو بره؟.....اخی ...میدونی کوکو که اصل کاری هست ....اون کسی بود که نامزم رو انداخت تو جاده‌ ،حالا میگی بزارم بره.نه اصلا تا اون صحنه ای که من دیدم رو نبینه امکان نداره ولش کنم.
×منظورت چیه؟
+یادت نمیاد؟۳ اگوست ....تو ‌..تو کسی بودی که یوکی رو هل داد وسط جاده....یادت نیست که چجوری ماشین به اون غول پیکری از روی بدن ظریفش رد شد؟
درسته حالا یادم اومد...اون نامزد هایاکو یوکی بود که قربانیش کردم تا از دست یکی از کله گنده های باند دشمن فرار کنیم. یادم یه شب تنها تو خیابون بودم که نامزد یوکی بهم حمله کرد.موقعی که زیر کتکام داشت بیهوش میشد گفت هرطوری باشه انتقام یوکی رو میگیره. اگه اشتباه نکنم اسمش کای بود‌.
کای به سمت شیزوکا میره .هولش میده که دوباره شیزوکا میوفته زمین و ساق پای شیزوکارو رو تو دستاش میگیره .
+حالا وقته انتقام
با یه حرکت پاش رو میشکنه که شیزوکا جیغ گوش خراشی از سر درد میکشه.
×تمومش کن اشغال .تو از من کینه داری این هیچ ربطی به شیزوکا نداره.
نگاهی به مایکی میکنم که از شدت خشم رونش رو چنگ زد و بچه ها ترس توی چهرشون موج میزنه.
+من میخوام تو درد منو بچشی‌....درد از دست دادن عشقت.
از توی جاده میاد بیرون به طرف ما . شیزوکا خودش رو به سختی بلند میکنه . ناله ای از سر درد میکشه و سکندری میخوره.نزدیک بود بیوفته که تعادلش رو حفظ می کنه و می ایسته ...میخواد بیاد طرف ما که صدای یه ماشین که داره با سرعت حرکت می کنه میاد....شیزوکا میخواد حرکت کنه. دو قدم بر میداره.
×ننههه
@ ای عوضی
صدای جیغ بلند شیزوکا تو گوشم می پیچه. ماشین بهش برخورد میکنه و از جاد منحرف میشه. شیزوکا افتاده کف خیابون .
×لعنت بهت ....عوضی(ضایع هست که دارم سعی میکنم با ادب باشم و فوحش ناموسی ننویسم🌚)
خنده های هیستریک کای توی گوشم میپیچه . دیگه همه چی برام گنگ بود.هیچی متوجه نمیشدم .هیچ صدایی نمیشنیدم...هیچی نمیدیدم.
[یک ماه بعو ویوی راوی]
دختر ی بر روی ویلچر داخل یکی از اتاق های اسایش گاه منتظر کسی بود که قرار بود ملاقاتش کنه. یک ماه پیش وقتی ماشین باهاش بر خورد کرد دیگه نتونست پاهاش رو حس کنه.
سلام
دختر به طرف صدا سرش رو میچرخونه . با دیدن شخص بغضی به گلوش چنگ میزنه.
_کوکو
×یک ماه پیش وقتی تونستم به موقع برسونمت بیمارستان.....واقعا خوشحال بودم که پول درمانت رو داشتم.دیروز با بهترین دکتر ژاپن حرف زدم.گفت که به احتمال زیاد با یه عمل جراحی میتونی دوباره رو پاهات وایسی.باید بری پیشش پول ویزیت رو هم بهش میدم.
_چرا..
سیزوکا دیگه نتونست جلوی خودش رو بگیره.نتونست جلوی اشکاش رو بگیره
_چرا....چرا همچین کاری میکنی.چرا حتی بعد اون ماجرا باز هم دنبالمی..هان...جواب بده.
×چون دوست دارم....همیشه دوست داشتم.دوست دارم و دوست خواهم داشت.ولی برام یه سوال هست .چرا .... چرا هیچ وقت بهم اعتماد نداشتی.چرا...چرا تنهام گذاشتی.چرا مگه من باهات چی کار کرده بودم.
سکوت سنگینی بینشون رو فرا گرفت که با هق هقای دختر شیکست:
_متاسفم....منو ببخش .خواهش می کنم کوکو....لطفا .... لطفا بهم یه فرصت بده.قول میدم جبران کنم.
×فردا با یکی از پرستارای اینجا هماهنگ میکنم بری پیش دکتر.
_بحث رو عوض نکن.
×دنیا خیلی ترسناک و بی رحمه.
کوکو به طرف در رفت.
×عشق اولم رو توی اتیش سوزی از دست دادم و....و عشق دومم قلبم رو به اتیش کشید.
با گفتن کلمه اخر اشک از روی گونه های کوکو جاری شد.اشک هایی که مانند گودازه اتیش قلب دختر رو میسوزاند.
×خداحافظ برای همیشه.عروسک چشم شیشه ای من.دیگه توی قفس نیستی و ازادی.
کوکو رفت.و دیگه هیچ وقت شیوکا اون رو ندید.
____________________
پایان خوب🙂🤝
مرسی که خوندیش امید وارم خوشت اومده باشه❤️
اگر هم داری به خاط پایان داستان بهم فوحش میدی باید بگم که هرچی گفتی خودتی😂💔
دیدگاه ها (۲۴)

روش قفلی زدم ❤️🥴

من عکس این عکس رو هیلی میدوست❤️😭خب دوزتان میخوام فن فیک بنوی...

ای جانم🥴👍

یک عدد کراشعلی🥴من این بشر رو خیلی خیلی خیلی میدوستم❤️‍🩹🤝

توروخدااااا گذارش ندین پیج قبلیم مسدود شد @jiminpark229 part 2

دوست داشتن، چیزی شبیه به گم شدنه، توی یه آدم دیگه. حالا هرچی...

چه جالب !می دونین دیگه ملت رو سقف ماشین و خونشون چی می تونن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط