دزدکی از لای درزِ در نگاهت می کنم

دزدکی از لای درزِ در نگاهت می کنم
با دو چشم مات و ناباور نگاهت می کنم

چشم در چشم تو یعنی طرح رویای محال
از همین جا راحتم، بهتر نگاهت می کنم

چشم های مردم دنیا به سمت توست باز
من ولی از منظری دیگر نگاهت می کنم

مثل باران، چشمه ی جوشان احساسی ولی
من فقط با چشم های تر نگاهت می کنم

باز نزدیک منی و از همیشه دورتر
از پسِ این حسّ درد آور نگاهت می کنم

فکر اندوه من و چشمان غمگینم نباش
همچنان بی اعتنا بگذر... نگاهت می کنم

صحنه ی شهر دلم وقف شکوهِ جلوه ات
بر مدارِ چرخ بازیگر نگاهت می کنم

می درخشی تا بسوزانی مرا خورشیدوار
بی شکایت تا دم آخر نگاهت می کنم...
دیدگاه ها (۱)

داده ای وعده دیدار و خیابانی نیست !چتر در دست من و بارش بارا...

سروده ام غزلی از تو عاشقانه گُلمببین برای تو گفتم چه شاعرانه...

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شدسهم تنهایی من بسته ترین پنجر...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب های ترک خورده و چشمان ترم ر...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "10" "ویو جئون آنجلینا" ...

به دنبال هم *****پارت ۸ (نسخه نهایی و اصلاح شده بر اساس دستو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط