A Sh:

A Sh:
.
عهد شکستن کارِ من نیست !
از همان ابتدا گفته بودم
گفته بودم پایِ دل دادگی ام می ایستم
پایِ دیر آمدنت
از همان ابتدا خواسته بودم اینچنینی عاشقی را
گفته بودم آسان نمی خواهم تو را
می دانم ... می دانم ... می دانم...
اما ! تو بگو ؟
صبر بیش از این جایز است ؟
حالا دیگر وقتِ رسیدنِ آغوشت نیست ؟
تو که می دانی؛ خدا هم
که من آغوشِ هیچکس را
برایِ خستگی هایم نخواسته ام
و حالا خواهانم
با صدایِ بلند هم می گویم
خواهانِ تو ؛ دستانت
خواهانِ لبانت که نامم را صدا می زند
و جانم گفتن هایِ پی در پیِ لبانِ من
که در تمامِ وجودم انعکاس می یابد
و من لبریز می شوم از
بوی خوش داشتنت
@dantism_adel
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

Custom bride part : 9

عهد شکستن کارِ من نیست !از همان ابتدا گفته بودم گفته بودم پا...

عهد شکستن کارِ من نیست !از همان ابتدا گفته بودم گفته بودم پا...

.عهد شکستن کارِ من نیست !از همان ابتدا گفته بودم گفته بودم پ...

عهد شکستن کارِ من نیست !از همان ابتدا گفته بودم گفته بودم پا...

من خواهانم؛خواهان تودستانت؛لبانتکه نامم راصدا میزندوجانم گفت...

من خواهانمخواهان تودستانت؛لبانتکه نامم راصدا میزندوجانم گفتن...

من خواهانم؛ خواهان تو😌خواهان دستانت،لبانت که نامم را صدا میز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط