مادر پیر، مرا نکته ای زیبا گفت: از بد دنیا گفت.

مادر پیر، مرا نکته ای زیبا گفت: از بد دنیا گفت.
گفت:طاووس مشو که به عیبت خیزند، گر شوی شعله ی شمع زیر پایت ریزند. گفت: پروانه مشو که به سرگردانی لای انگشت کتاب سالها می مانی، نه زمین باش نه خاک، که تو را خوار کنند، وانگهی ذهن تو را پر ز مردار کنند، آسمان باش که خلق به نگاهت بخرند، و ز پی دیدن تو سر به بالا ببرند.
دیدگاه ها (۶)

.

غم هایت را....به چشمانت نگو....چون....می گرید و غمت را آشکار...

خدایا....ته قصه چه میکنی با من؟....

مادری پیر مرا , نکته ای زیبا گفت !از بد دنیا گفت !گفت : طاوو...

مادري پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

مادری پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

☆مادري پیر مرا،√☆نکته ای زیبا گفت!√☆از بد دنیا گفت!√☆گفت طاو...

مادری پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

مادری پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

مادری پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

مادري پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

مادری پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

مادری پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط