مادر پیر، مرا نکته ای زیبا گفت: از بد دنیا گفت.
مادر پیر، مرا نکته ای زیبا گفت: از بد دنیا گفت.
گفت:طاووس مشو که به عیبت خیزند، گر شوی شعله ی شمع زیر پایت ریزند. گفت: پروانه مشو که به سرگردانی لای انگشت کتاب سالها می مانی، نه زمین باش نه خاک، که تو را خوار کنند، وانگهی ذهن تو را پر ز مردار کنند، آسمان باش که خلق به نگاهت بخرند، و ز پی دیدن تو سر به بالا ببرند.
گفت:طاووس مشو که به عیبت خیزند، گر شوی شعله ی شمع زیر پایت ریزند. گفت: پروانه مشو که به سرگردانی لای انگشت کتاب سالها می مانی، نه زمین باش نه خاک، که تو را خوار کنند، وانگهی ذهن تو را پر ز مردار کنند، آسمان باش که خلق به نگاهت بخرند، و ز پی دیدن تو سر به بالا ببرند.
- ۱.۸k
- ۱۰ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط