نگاه سرد و بی روحم اسیر غصه و غم شد

نگاه سرد و بی روحم اسیر غصه و غم شد
هوای گرم آغوشم دوباره سهم ماتم شد

دلم تنها و رنجورست ، شدم درگیر بیتابی
چرا هر قصه ی عشقم کتاب درد عالم شد؟
دیدگاه ها (۰)

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

وفا نمودن و برگشتن و جفا کردنطریق یاری و آئین دل ربائی نیستز...

به ناسزای تــو هم دلخوشم زبـــان بدوانکه ناسزای تو خوش تر ز ...

گیرم كه هزاران غزل از هجر نوشتیمجرات كه نداریم، به دلدار بگو...

🎵 #شعر 🎵نشد که بعد تو ، تموم بشه غمامنشد بیان به لب ، دوباره...

همیشگی من

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۹۴.. دوسم نداره؟ ناباورانه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط