* چند پارتی سونگمین ( درخواستی )
* چند پارتی سونگمین ( درخواستی )
Part1
Name :ℳ𝒶𝒴𝒷ℯ ℐ'𝓂 𝒹𝒾𝒻𝒻ℯ𝓇ℯ𝓃𝓉...
خب سونگمین قلدر مدرسه بود !
تو هم یه دانش آموز خیلی عادی بودی که همیشه سر
موقع درستو میخوندی
و خیلی تمیز و مرتب بودی ...اما برعکس !
سونگمین خیلی بی انظباط بود و هیچوقت درس نمیخونید
یعنی هیچ روزی نشده بود که داخل دانشگاه سونگمین درس بخونه
تنها کار خدایی که سونگمین ازش لذت میبرد
یکی ازار دادن و قلدری برای بچه ها بود در حدی که
چند بار بچه ها راهی بیمارستان شدند اما
مامان بابامون
هیچی نگفتن
و کار دومی که سونگمین ازش لذت میبرد چی بود ؟
درست حدس زدی فرزندم ™ ووکال™
سونگمین داخل مدرسه به صدای بهشتی معروف بود
و واقعا صداش خیلی قشنگ بود و همه با شنیدن صدای سونگمین
آرامش میگرفتن
حدود وسط های سال بود یک دانش امروز انتقالی به نام
پارک آت وارد کلاس شد
خیلی ساده بود اومد و برای همه ی بچه ها تعظیم کرد
و با صدایییی آرام گفت
+ سلام من پارک آت هستم و از مدرسه ( .....) اومدم
همین به آت خوش اومدی گفتن و آت رفت کنار سونگمین نشست
چونکه جا نبود و فقط صندلی کنار سونگمین
خالی بود
چونکه کسی جرات نمیکرد کنار سونگمین بشینه
اون روز زنگ ریاضی بود
چیزی که سونگمین ازش تنفر داشت اما آت برعکس عاشقش بود
دبیر ریاضی
دبیر ریاضی با خط کش فلزی بالای سر
بچه ها ایستاده بود
و داشت نکته میکرد که کی تمرین رو حل کرده سونگمین
خیلی بی خیال روی بالشت نرمش خوابیده بود
و معلم
تا متوجه شد که سونگمین ننوشته اومد که خط کش فلزی رو بزنه تو دست سونگمین
اما آت دستش رو جلو برد و خط کش به دست آت خورد و فورا قرمز شد
آت چیزی نگفت
و سونگمین هم سکوت کرد اما معلم ریاضی متوجه تنش شد
& فکر کنم یکی عاشق کیم سونگمین شده
( زنگ تفریح شد )
همه بچه ها رفتن بیرون اما آت رفت اتاق بهداشت و
اومد که یدونه چسب زخم و پماد برداره اما دستش نمی رسید
پا بلندی هم کرد اما فایده ای نداشت
که یهو سونگمین رو دید
سونگمین با خونسردی کامل آت رو بین دیوار و دستش زندانی کرد
و تو چشم های آت نگاه کرد و آروم بوسیدش
سونگمین: همیشه عاشقم بمون ...
سونگمین جعبه ی کمک های اولیه رو داد به آت و رفت خونه
The end
بفرمایید سیسی ها امیدوارم خوشتون بیاد و لذت ببرید ریکت یادتون نره
اینم درخواستی یکی از شما بود 🎀🕸️
Part1
Name :ℳ𝒶𝒴𝒷ℯ ℐ'𝓂 𝒹𝒾𝒻𝒻ℯ𝓇ℯ𝓃𝓉...
خب سونگمین قلدر مدرسه بود !
تو هم یه دانش آموز خیلی عادی بودی که همیشه سر
موقع درستو میخوندی
و خیلی تمیز و مرتب بودی ...اما برعکس !
سونگمین خیلی بی انظباط بود و هیچوقت درس نمیخونید
یعنی هیچ روزی نشده بود که داخل دانشگاه سونگمین درس بخونه
تنها کار خدایی که سونگمین ازش لذت میبرد
یکی ازار دادن و قلدری برای بچه ها بود در حدی که
چند بار بچه ها راهی بیمارستان شدند اما
مامان بابامون
هیچی نگفتن
و کار دومی که سونگمین ازش لذت میبرد چی بود ؟
درست حدس زدی فرزندم ™ ووکال™
سونگمین داخل مدرسه به صدای بهشتی معروف بود
و واقعا صداش خیلی قشنگ بود و همه با شنیدن صدای سونگمین
آرامش میگرفتن
حدود وسط های سال بود یک دانش امروز انتقالی به نام
پارک آت وارد کلاس شد
خیلی ساده بود اومد و برای همه ی بچه ها تعظیم کرد
و با صدایییی آرام گفت
+ سلام من پارک آت هستم و از مدرسه ( .....) اومدم
همین به آت خوش اومدی گفتن و آت رفت کنار سونگمین نشست
چونکه جا نبود و فقط صندلی کنار سونگمین
خالی بود
چونکه کسی جرات نمیکرد کنار سونگمین بشینه
اون روز زنگ ریاضی بود
چیزی که سونگمین ازش تنفر داشت اما آت برعکس عاشقش بود
دبیر ریاضی
دبیر ریاضی با خط کش فلزی بالای سر
بچه ها ایستاده بود
و داشت نکته میکرد که کی تمرین رو حل کرده سونگمین
خیلی بی خیال روی بالشت نرمش خوابیده بود
و معلم
تا متوجه شد که سونگمین ننوشته اومد که خط کش فلزی رو بزنه تو دست سونگمین
اما آت دستش رو جلو برد و خط کش به دست آت خورد و فورا قرمز شد
آت چیزی نگفت
و سونگمین هم سکوت کرد اما معلم ریاضی متوجه تنش شد
& فکر کنم یکی عاشق کیم سونگمین شده
( زنگ تفریح شد )
همه بچه ها رفتن بیرون اما آت رفت اتاق بهداشت و
اومد که یدونه چسب زخم و پماد برداره اما دستش نمی رسید
پا بلندی هم کرد اما فایده ای نداشت
که یهو سونگمین رو دید
سونگمین با خونسردی کامل آت رو بین دیوار و دستش زندانی کرد
و تو چشم های آت نگاه کرد و آروم بوسیدش
سونگمین: همیشه عاشقم بمون ...
سونگمین جعبه ی کمک های اولیه رو داد به آت و رفت خونه
The end
بفرمایید سیسی ها امیدوارم خوشتون بیاد و لذت ببرید ریکت یادتون نره
اینم درخواستی یکی از شما بود 🎀🕸️
- ۱۸۶
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط