رختخواب مرا مستانه بنداز

رختخواب مرا مستانه بنداز
طبیب دردم
تو پیچ پیچ ره میخانه بنداز
طبیب دردم نازنینم ، مه جبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم

سرم را سرسری کردی بسوزی
وای دل ای دل
به حقم کافری کردی بسوزی
وای دل ای دل
دلربایم ، مه لقایم
عزیزم تو کجایی؟ ما کجایم؟

تا بودم سوزن دست تو بودم
خدا می دونه
میون پنجه و شست تو بودم
خدا می دونه

اجل اومد که جون از ما بگیره
ندادم چون که پابست تو بودم
خدا به دردم
مگر چه کردم
نیاد روزی که ما بی تو بگردم
دیدگاه ها (۲)

به قربون صدای عشق و گیسوی بد اقبالشدلم از ما بریده بی هوا اف...

عشق من تو اشتباه نکن ،بی رمق منو رها نکنبزار که تکیه گاه تو ...

از راه بیا امشب بیا به دیدارم در انتظار تو همیشه بیدارم هنوز...

به بزم ما ای که چنین جلوه کنان آمده یی صفا کردیچه شد پس از ب...

رختخواب مرا مستانه بندازطبیب دردمتو پیچ پیچ ره میخانه بندازط...

رختخواب مرا مستانه بندازطبیب دردمتو پیچ پیچ ره میخانه بندازط...

رختخواب مرا مستانه بنداز طبیب دردمتو پیچ‌پیچ ره میخانه بنداز...

رختخواب مرا مستانه بندازتوپیچ پیچ ره میخانه بندازعزیزم سوزنه...

زهرهرختخواب مرا مستانه بندازتوپيچ پيچ ره ميخانه بندازعزيزم س...

آهنگ قدیمی

خیره بودم به رقص جادویشخواب و بیدار را  ، نمی دانممثل رقاصه ...

اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرالمومنین---------------------...

*راز دل*ماه وش : مستانه با ذوق گفت : چقدر عوض شدی - واقعا رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط