بر فراز نیزه ها دیدم سرت را بارها

بر فراز نیزه ها دیدم سرت را بارها
دیده ام در پای نیزه مادرت را بارها

زد سنان بر پهلوی اطفال تو هی با سنان
او در آورده است اشک کوثرت را بارها

پیش از این بالاتر از گل دخترت نشنیده بود
با لگد زد شمر ملعون دخترت را بارها

من بدم می آید از بَجدَل،بمیرد کاش زود
دیده ام در دست او انگشترت را بارها

عمه جانم ایستاده پای من تا پای جان
جای من این حرمله زد خواهرت را بارها

حق ندارد که بگوید هیچ کس، بس کن رباب
از زمین برداشت راس اصغرت را بارها

از عمو شرمنده بودم پس پدر زیر کتک
من صدا کردم علی اکبرت را بارها

پس غنیمت می شمارم اینکه مهمانم شدی
بوسه باران میکنم پس حنجرت را بارها
دیدگاه ها (۱)

بیست و پنجم محرم الحرام سالروز شهادت زین العابدین سید الساجد...

حسین جانم

امام زمان ببخشید....*شعر غروب عاشورا*"زبان حال بی بی زینب سب...

تسلیت یا صاحب الزمان تسلیت زینب جان

‍قاضیِ کوفه حکم صادر کردکه حسین خارجی ست ای مردمبا خبر میشد ...

‌#یا_رقیه (س)‌‌السلام علیک یا سیدتنا رقیة علیکِ تحیة والسلام...

🚩🇮🇷جنگ وجودی🇮🇷🚩بسم الله الرحمن الرحیم حسبنا الله و نعم الوکی...

🌸 سلیمانِ سلیمان ها، اشرف مخلوقات، خورشید ممکنات، نور کائنات...

❤️🩹 اینکه میگن: مال بد بیخ ریش صاحبشه، دروغ میگن... !▫️ #شب_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط