"یک قرار سخت اما دوستداشتنی"

"یک قرار سخت اما دوستداشتنی"
P3

از گالری اومدم بیرون و به طرف خونه ا.ت حرکت کردم.
(چند مین بعد)
رسیدم دم در خونه ا.ت و بهش رنگ زدم که بیاد پایین.
+الو...من پایینم ا.ت
_باش

_سلام جیمین جونم
+سلام چاگی...چرا امروز تیپ لش زدی؟
_باید بهت جواب پس...(عصبانیت)...ینی چیزه..میخواستم متفاوت باشم...اره(خنده نمادین)
+اوکی...بریم؟
_اره

ا.ت ویو:
وای یکم خودتو کنترل کن ا.ت.
+خب چاگیا اول کجا بریم؟
_(سکوت)
+ا.ت...
_ها بله چیه
+حواست کجاست؟
_کجا میخواستی باشع همینجا دیگه
+خب اول کجا بریم؟
_نمیدونم هرجا رفتی
+خب اول میریم شهربازی بعد مرکز خرید بعدش میریم کافه اکرم دیر نشد یکم هم میریم برج نامسان
_واقعا لازمه انقدر در گردش باشیم؟
+خوش میگذره نگران نباش
_اره با پریودی خیلی خوش میگذره(زیر لب و آروم)
+جیزی گفتی؟
_نه...بریم
رسیدیم مرکز خرید کوئکس مال و وارد فروشگاه شدیم که جیمین سفیر برندش بود.
وارد که شدیم جیمین ملی لباس انتخاب کرد و گفت بر بپوشمشون
+برو هشو یکی یکی بپوش
_همش؟... نمیخواد
+برو بپوش چاگی
_نمیخواد...اصن همینو برمیدارم خوشگلم هست
+همشو برامون بسته بندب کنید و بفرستید به این آدرس
😐_
از فروشگاه اومدیم بیرون و سوار ماشین شدیم
_واقعا اینهمه لباس لازم نبود جیمین
+من دوست داشتم برات بخرم...الان باید بریم شهربازی
+مرسی جیمین❤
و به سمت شهربازی حرکت کردیم
دیدگاه ها (۰)

اصکی اجباری

حق😂

ما عاشقتونیم... عاشق صداتون... عاشقخنده هاتون... عاشق هر چیز...

اول ترسیدم بزارم ولی دیگه دذو زدم به دریا😅

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟤 فلش بک صبح : لونا : ا/ت؟ ا/ت؟ پاش...

𝙋 :: 11©خیلی خب بچه ها ولش کنید جیمین میره با ا/ت حرف میزنه ...

love in the dark⑦②چند روز بعد ا/ت: جانم چیشده چیز مهمی میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط