هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود!

هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود!
از جایم بلند شدم،
پنجره را باز کردم
و دیدم زندگی هم هر از گاهی زیباست!
شنیدم که کلاغ دیوار نشین حیاط
چه صدای قشنگی دارد!
فهمیدم که بیهوده به جنون ِ مجنون میخندیدم!
فهیدم که عشق،
آسمان روشنی دارد!
رو به روی عکس ِ سیاه و سفید تو ایستادم،
دستهایم را به وسعت « دوستت می دارم!» باز کردم،
و جهان را در آغوش گرفتم!
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱" در آغوش رویای آبی ات " ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹ویو سومیاوبالاخره امتحان تموم شد!خسته...

پارت هفت

فیک تهیونگ

My lovely neighbor part : 74

هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود! از جایم بلند شدم، پ...

#لحظه_آبی_عشق هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود!از جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط