پارت
پارت ۹/
پرش زمانی به فردا
* سر میز نشسته بودیم که غذا فقط برای منو و پدرم اوردن *
رزت : بابا صبر کن نخور
* ظرف و گذاشتم جلوی کنت *
رزت : اول خودت بخور
کنت : من به سبزیجات حساسیت دارم
رزت : دروغه، تو دیشب به سر آشپز گفتی تو غذا سم بریزه
کنت : ای دختره ی عوض_
کلود : اوه خدا تو باعث شدی دخترم با بی ادبی حرف بزنه و به دخترم من توهین کردی تو غذا سم ریختی
کنت : جناب داره دروغ میگه من هیچوقت همچین کاری نمیکنم
* سرباز ها هم کنت رو دستگیر کردن هم آشپز رو *
* رفتم توی اتاقم ... میخواستم از کیان تشکر کنم اگه اون نبود بابام میمرد
*
* رفتم بیرون و داخل گلخونه ی شیشه ای رفتم *
رزت : کیانننننن((فریاد))
کیان : اوه سلام
رزت : سلام
کیان: چیزی شده؟
رزت : نه، میخواستم تشکر کنم... ممنون
کیان : واسه چی؟
رزت : تو به من خبر دادی که کنت داره نقشه میکشه اگه تو نبودی احتمالا من الان زنده نبودم
کیان : کاری نکردم که بخوای تشکر کنی
رزت : ..... گیاه های اینجا خیلی قشنگن
تو اینارو کاشتی ؟
کیان : اره
* نشستم با گل ها شروع کردم به درست کردن تاج گل *
پرش زمانی به فردا
* سر میز نشسته بودیم که غذا فقط برای منو و پدرم اوردن *
رزت : بابا صبر کن نخور
* ظرف و گذاشتم جلوی کنت *
رزت : اول خودت بخور
کنت : من به سبزیجات حساسیت دارم
رزت : دروغه، تو دیشب به سر آشپز گفتی تو غذا سم بریزه
کنت : ای دختره ی عوض_
کلود : اوه خدا تو باعث شدی دخترم با بی ادبی حرف بزنه و به دخترم من توهین کردی تو غذا سم ریختی
کنت : جناب داره دروغ میگه من هیچوقت همچین کاری نمیکنم
* سرباز ها هم کنت رو دستگیر کردن هم آشپز رو *
* رفتم توی اتاقم ... میخواستم از کیان تشکر کنم اگه اون نبود بابام میمرد
*
* رفتم بیرون و داخل گلخونه ی شیشه ای رفتم *
رزت : کیانننننن((فریاد))
کیان : اوه سلام
رزت : سلام
کیان: چیزی شده؟
رزت : نه، میخواستم تشکر کنم... ممنون
کیان : واسه چی؟
رزت : تو به من خبر دادی که کنت داره نقشه میکشه اگه تو نبودی احتمالا من الان زنده نبودم
کیان : کاری نکردم که بخوای تشکر کنی
رزت : ..... گیاه های اینجا خیلی قشنگن
تو اینارو کاشتی ؟
کیان : اره
* نشستم با گل ها شروع کردم به درست کردن تاج گل *
- ۷۹
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط