بوی نو شدن می آید...؛

بوی نو شدن می آید...؛
ولی
تو
همیشه
رفیق کهنه ی من بمان...!
گندم های هفت سین به گندم های آسیاب گفتند:
"قصه ی ما گرچه نان نداشت،
اما پایانی سبز داشت...!"
*پایان امسالت سبز باد*
دیدگاه ها (۱)

پــدر قصه اےبــود ڪہ زود تمام شد...«همیشه فکر می‌کردم پایان،...

عاشقانه های شبنم

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

بگذار فصل پاییز بیاید،چرا که درونمان غم های زیادی‌ست و خانه ...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط