حیف مـوهای پر کلاغی نیست ، روسری دور آن قفس بکشد

حیف مـوهای پر کلاغی نیست ، روسری دور آن قفس بکشد

جز من و تو کسی که اینجا نیست بگذار آسمان نفس بکشد!

اهــل سیگار نیستم امــا بگذار این مسافـــر خسته

نخ پیراهن ترا گاهی بعد چای، از سر هوس بکشد !!

و خدا در مدار لبهایت ، خال را آفرید چون می خواست

مرز دنیـــای کوچک من را ، کمتر از دانـــه عدس بکشد

دهنِ فکرم از تو آب افتاد مثل لیموی ترش می مانی

کاش نقاشـــی تو را از نو ، بار دیگر خدا ملس بکشد

"این دغل دوستان که می بینی" ، عاشقت نیستند، می ترسم

دست این روزگار عاشق کش ، گِــــرد شیرینی ات مگس بکشد

ارث ما شاعران که قابل نیست ای رفیقان وصیتم این است

نفـس  آخــــر  مــــرا  دم  مــــرگ  بگذارید  همنفس  بکشد
دیدگاه ها (۴)

بغض را هی بخوری، خانه خرابت بکندپشت این پنجره ها خاطره آبت ب...

توی آغوش تو مثل جسدی عریانم ...با نگاهی که به زور از تو قسم ...

عاقبت با یک غــــــزل، او را هــــوایی میکنمبعدِ عـــاشق کرد...

دل خوش از آنيم که حج مي رويـــــــــم        غافل از آنيم که...

عاشقانه های شبنم

تنهایی، شبیه به یک خانه‌ی قدیمی و متروک است؛ در ابتدا سرد و ...

در حریم قلبت، حرمتی برای خودت نگه دار. ماندن در بلاتکلیفی، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط