𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺
𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺
پارت ۳۰
زنگ آخر خورد.
اما هیچکدام از هشت نفر از کلاس بیرون نرفتند.
همه میدانستند اتفاقی در راه است.
دانشآموز جدید آرام از جایش بلند شد.
دانشآموز جدید: پس هنوز هم فکر میکنید میتونید گذشتهتون رو فراموش کنید؟
هیونجین از جایش بلند شد.
هیونجین: فراموشش نکردیم.
چان کنار او ایستاد.
چان: فقط دیگه نمیخوایم مثل گذشته باشیم.
مینهو هم کنار هان قرار گرفت.
مینهو: و این تصمیم خودمونه.
چانگبین دستش را روی شانهی جونگین گذاشت.
چانگبین: هیچکس قرار نیست به خاطر اینکه امگاست، تحقیر بشه.
دانشآموز جدید پوزخند زد.
دانشآموز جدید: پس همهتون به خاطر جفتهاتون ضعیف شدین.
فلیکس جلو آمد.
هیونجین خواست چیزی بگوید، اما فلیکس آرام دستش را بالا آورد.
فلیکس: نه.
همه ساکت شدند.
فلیکس مستقیم به دانشآموز جدید نگاه کرد.
فلیکس: اونا به خاطر ما ضعیف نشدن.
یک قدم جلو رفت.
فلیکس: اونا یاد گرفتن آدم بهتری باشن.
هان کنار فلیکس ایستاد.
هان: و ما هم قرار نیست از آلفا بودنشون سوءاستفاده کنیم.
سونگمین آرام گفت:
سونگمین: رابطه یعنی انتخاب دوطرفه.
جونگین هم لبخند زد.
جونگین: نه زور ...
دانشآموز جدید برای چند ثانیه چیزی برای گفتن نداشت.
چان آرام به چهار امگا نگاه کرد.
بعد رو به دوست قدیمیشان گفت:
چان: ووجین تو هنوز فکر میکنی قدرت یعنی بقیه ازت بترسن ؟
هیونجین ادامه داد:
هیونجین: ولی ما فهمیدیم قدرت واقعی اینه که بتونی انتخاب کنی چه آدمی باشی.
سکوت کلاس را پر کرد.
دانشآموز جدید بالاخره نگاهش را پایین انداخت.
ووجین : این آخرش نیست.
هیونجین جواب داد:
هیونجین: میدونیم
او از کنارشان رد شد و از کلاس بیرون رفت.
چند ثانیه بعد، هان نفس راحتی کشید.
هان: خب... این خیلی سنگین بود.
مینهو خندید.
مینهو: هانااا تو همیشه حرف آخر رو میزنی.
هان: چون بلاخره یکی باید حرف بزنه عزیزم ...
همه خندیدند.
فلیکس کنار هیونجین ایستاد.
فلیکس: خوبی؟
هیونجین به او نگاه کرد.
هیونجین: آره.
فلیکس لبخند زد.
فلیکس: پس بریم.
هیونجین سر تکان داد.
چهار آلفا و چهار امگا از کلاس بیرون رفتند.
کنار هم.
بدون ترس.
بدون پنهانکاری.
آنها هنوز نمیدانستند گذشته چه چیزی برایشان آورده...
اما یک چیز را میدانستند.
این بار، هیچکدام تنها نبودند.
و این تازه پایان فصل اول داستانشان بود.
پایان پارت ۳۰
ادامه دارد...
#yuna_verse_company
#فیک
#فیک_استری_کیدز
#استری_کیدز
#درخواستی
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
پارت ۳۰
زنگ آخر خورد.
اما هیچکدام از هشت نفر از کلاس بیرون نرفتند.
همه میدانستند اتفاقی در راه است.
دانشآموز جدید آرام از جایش بلند شد.
دانشآموز جدید: پس هنوز هم فکر میکنید میتونید گذشتهتون رو فراموش کنید؟
هیونجین از جایش بلند شد.
هیونجین: فراموشش نکردیم.
چان کنار او ایستاد.
چان: فقط دیگه نمیخوایم مثل گذشته باشیم.
مینهو هم کنار هان قرار گرفت.
مینهو: و این تصمیم خودمونه.
چانگبین دستش را روی شانهی جونگین گذاشت.
چانگبین: هیچکس قرار نیست به خاطر اینکه امگاست، تحقیر بشه.
دانشآموز جدید پوزخند زد.
دانشآموز جدید: پس همهتون به خاطر جفتهاتون ضعیف شدین.
فلیکس جلو آمد.
هیونجین خواست چیزی بگوید، اما فلیکس آرام دستش را بالا آورد.
فلیکس: نه.
همه ساکت شدند.
فلیکس مستقیم به دانشآموز جدید نگاه کرد.
فلیکس: اونا به خاطر ما ضعیف نشدن.
یک قدم جلو رفت.
فلیکس: اونا یاد گرفتن آدم بهتری باشن.
هان کنار فلیکس ایستاد.
هان: و ما هم قرار نیست از آلفا بودنشون سوءاستفاده کنیم.
سونگمین آرام گفت:
سونگمین: رابطه یعنی انتخاب دوطرفه.
جونگین هم لبخند زد.
جونگین: نه زور ...
دانشآموز جدید برای چند ثانیه چیزی برای گفتن نداشت.
چان آرام به چهار امگا نگاه کرد.
بعد رو به دوست قدیمیشان گفت:
چان: ووجین تو هنوز فکر میکنی قدرت یعنی بقیه ازت بترسن ؟
هیونجین ادامه داد:
هیونجین: ولی ما فهمیدیم قدرت واقعی اینه که بتونی انتخاب کنی چه آدمی باشی.
سکوت کلاس را پر کرد.
دانشآموز جدید بالاخره نگاهش را پایین انداخت.
ووجین : این آخرش نیست.
هیونجین جواب داد:
هیونجین: میدونیم
او از کنارشان رد شد و از کلاس بیرون رفت.
چند ثانیه بعد، هان نفس راحتی کشید.
هان: خب... این خیلی سنگین بود.
مینهو خندید.
مینهو: هانااا تو همیشه حرف آخر رو میزنی.
هان: چون بلاخره یکی باید حرف بزنه عزیزم ...
همه خندیدند.
فلیکس کنار هیونجین ایستاد.
فلیکس: خوبی؟
هیونجین به او نگاه کرد.
هیونجین: آره.
فلیکس لبخند زد.
فلیکس: پس بریم.
هیونجین سر تکان داد.
چهار آلفا و چهار امگا از کلاس بیرون رفتند.
کنار هم.
بدون ترس.
بدون پنهانکاری.
آنها هنوز نمیدانستند گذشته چه چیزی برایشان آورده...
اما یک چیز را میدانستند.
این بار، هیچکدام تنها نبودند.
و این تازه پایان فصل اول داستانشان بود.
پایان پارت ۳۰
ادامه دارد...
#yuna_verse_company
#فیک
#فیک_استری_کیدز
#استری_کیدز
#درخواستی
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
- ۸۲۳
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط