بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
اگر چه مستکبرین میان ما تفرقه می اندازند، اما خودشان داعیه ولایت و حکومت جهانی را دارند و اینگونه نظرات انحرافی که در داخل و برای مسلمانان داده می شود، همه مؤید خواست آنها و در جهت تحقق اهداف آنهاست.
اگر نظر و انتخاب مردم مبنای صحت ولایت و حکومت باشد، پس چرا مسلمانان با حکومت معاویه و یزید مخالفت داشته و دارند؟! چرا نهضت کربلا را زنده نگه میدارند و راه امام حسین علیه السلام را دنبال میکنند؟ آنجا هم نظر - اکثریت مردم بود.
مردم سالاری :
خاتمی با تقلید از بنیصدر، شعار مردم سالاری سر داد! این فقط یک شعاری که به حسب ظاهر به مذاقها خوش آید نبود، بلکه ریشه فکری و نظری همین انحراف بود.
از اینرو، امام خامنهای، این انحراف را اصلاح کردند و فرمودند: مردم سالاری دینی؛ یعنی رأی و نظر اکثریت برای اجرا، در چارچوب دین خدا- در چارچوب قرآن کریم؛ نه این که اکثریت هر نظری که بدهند، همان خوب، صحیح و میباشد!
امروزه سعی میشودهمین انحرافات، حتی شده با تحریف قرآن کریم، احادیث و سیره اهل عصمت علیهم السلام، در اعتقادات مردم ایجاد شود!
رأی مردم به آقای روحانی: آقای روحانی، با لباس روحانی، عمامه به سر و عبا بر تن، به عنوان یک نامزد ریاست جمهوری اسلامی ایران به میدان آمد؛ یعنی پذیرش اسلام،نظام جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی و اصل ولایت فقیه. بنابراین تعدادی به او رأی دادند که اکثریت بودند و جمع بسیاری نیز رأی ندادند. حال آیا اگر کسی به این میدان بیاید، کت و شلوار و کراوات بپوشد، به صراحت بگوید که من علیه اسلام، ایران، مردم، نظام جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی و ولایت فقیه هستم، آیا باز هم تعداد کثیری به او رأی خواهند داد؟!
رییس قوه مجریه، یا نظریهپرداز؟ مشکل اساسی ما از اول پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، همین بوده است که تا کسی برای انجام کاری از سوی مردم انتخاب میشود، گمان میکند که برای نظریهپردازی، به ویژه در معارف اسلامی و قرآنی انتخاب شده است؟!
بنیصدر همین شیوه را پیش گرفت، چنان که خاتمی چنین کرد، چنان که وزرایی چون مهاجرانی چنین کردند و اکنون نوبت آقای روحانی رسیده است!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت سوم :
اگر چه مستکبرین میان ما تفرقه می اندازند، اما خودشان داعیه ولایت و حکومت جهانی را دارند و اینگونه نظرات انحرافی که در داخل و برای مسلمانان داده می شود، همه مؤید خواست آنها و در جهت تحقق اهداف آنهاست.
اگر نظر و انتخاب مردم مبنای صحت ولایت و حکومت باشد، پس چرا مسلمانان با حکومت معاویه و یزید مخالفت داشته و دارند؟! چرا نهضت کربلا را زنده نگه میدارند و راه امام حسین علیه السلام را دنبال میکنند؟ آنجا هم نظر - اکثریت مردم بود.
مردم سالاری :
خاتمی با تقلید از بنیصدر، شعار مردم سالاری سر داد! این فقط یک شعاری که به حسب ظاهر به مذاقها خوش آید نبود، بلکه ریشه فکری و نظری همین انحراف بود.
از اینرو، امام خامنهای، این انحراف را اصلاح کردند و فرمودند: مردم سالاری دینی؛ یعنی رأی و نظر اکثریت برای اجرا، در چارچوب دین خدا- در چارچوب قرآن کریم؛ نه این که اکثریت هر نظری که بدهند، همان خوب، صحیح و میباشد!
امروزه سعی میشودهمین انحرافات، حتی شده با تحریف قرآن کریم، احادیث و سیره اهل عصمت علیهم السلام، در اعتقادات مردم ایجاد شود!
رأی مردم به آقای روحانی: آقای روحانی، با لباس روحانی، عمامه به سر و عبا بر تن، به عنوان یک نامزد ریاست جمهوری اسلامی ایران به میدان آمد؛ یعنی پذیرش اسلام،نظام جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی و اصل ولایت فقیه. بنابراین تعدادی به او رأی دادند که اکثریت بودند و جمع بسیاری نیز رأی ندادند. حال آیا اگر کسی به این میدان بیاید، کت و شلوار و کراوات بپوشد، به صراحت بگوید که من علیه اسلام، ایران، مردم، نظام جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی و ولایت فقیه هستم، آیا باز هم تعداد کثیری به او رأی خواهند داد؟!
رییس قوه مجریه، یا نظریهپرداز؟ مشکل اساسی ما از اول پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، همین بوده است که تا کسی برای انجام کاری از سوی مردم انتخاب میشود، گمان میکند که برای نظریهپردازی، به ویژه در معارف اسلامی و قرآنی انتخاب شده است؟!
بنیصدر همین شیوه را پیش گرفت، چنان که خاتمی چنین کرد، چنان که وزرایی چون مهاجرانی چنین کردند و اکنون نوبت آقای روحانی رسیده است!(ادامه دارد...)
- ۳۰۵
- ۲۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط