جرات

جرات
گاهی به همین سادگی ست
لباس ات را بپوشی
منتظر کنار خیابان بایستی
گوشی تلفن ات را
با همه ی خاطراتش
یکبار... برای همیشه
در اولین تاکسی
جا بگذاری...
دیدگاه ها (۳)

وارث سایه‌ها — پارت ۱۱صدای باران روی شیشه‌های بلند عمارت می‌...

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

چند پارتی✨تعطیلات بود و ات همراه جونگ‌کوک برای چند روز به ای...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وسوم 𓆪ات با تعجب به جیمین نگ...

پارت دوم_جایی میان ماچند روز بعد، همه‌چیز ظاهراً عادی بود.جو...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۷همه برای چند ثانیه به چراغ قرمز...

دلتنگی..جدایی..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط