من

من
معشوقه ی کاغذیِ شاعری هستم
که هر عصر
جوانی ام را تا می کند
لای دفترش می گذارَد
وَ با خودش به محفل ها می بَرَد

بلند بلند می خوانَدَم؛
...همه را با من به گریه می اندازد!
به خانه که بر می گردد
با کلمات مرا می بوسد و
لابه لای سطرها به آغوشم می کشد
نفسم در قفسِ دفترش می گیرد ...!

می خواهم یک صبح
وقتی روی تختِ کاغذی اش به خواب رفته است
بی صدا از لای دفترش بیرون بزنم
وَ او را با زنی که در شعرهایش دلبری می کند
تنها بگذارم

و ب قدم زدن
در خیابانی بروم
که هیچ کس آن را شعر نکند ..
دیدگاه ها (۴۸)

من معشوقه ی کاغذیِ شاعری هستمکه هر عصرجوانی ام را تا می کندل...

من معشوقه ی کاغذیِ شاعری هستمکه هر عصرجوانی ام را تا می کندل...

من معشوقه ی کاغذیِ شاعری هستمکه هر عصرجوانی ام را تا می کندل...

من.......معشوقه کاغذی شاعری هستم که هر عصرجوانی ام را تا میک...

می خواهم بلند بلند بخوانم#من_ممنوعه_هستمممنوعه شعرهابا کلمات...

🔽 این روزها زمین و آسمان، به تماشایِ عشق بازی های بهار نشسته...

#بانوچشم هایت درون کلمات من راه می روندبا شعرهایم می دوندبا ...

#بانوچشم هایت درون کلمات من راه می روندبا شعرهایم می دوندبا ...

فریب کار p29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط