انگار لب من قلم و لب تو تخته

🏻 👼 🏻 💛
انگار لب من قلم و لب تو تخته
رو هم نقاشی میکنن و بعد آروم خنده
گفتی پیشم نباشی هوامون سرده
گفتم بری نه آفتاب میاد نه بارون بعدش🌧
دوس داشتی زیر بارون خیس بشیم
زبونت رو بدنم آروم تیغ کشید
من لمس شدم ازم تو رد شدی
میدونستم نمیتوتی تحملم کنی :)
دیدگاه ها (۱)

رفتی و منو ولم کردی تو رفتی و من شدم داغونه دآغون:))

اصلن چه دلیلی داره به کسی بگم حالم بده ؟اونا چیکار میتونن وا...

💫 دیدی که سخت نیست تنها بدون من ؟(:دیدی که صبح میشه شبها بدو...

#sG🤘 🏻 👼 🏻 💛 به همین زودی 😳 یکی اومد به جام 😔 دیگه به گوشت 👂...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁹چند روزی گذشته بود.... همه درگیر پیدا کرد...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ¹¹..چند لحظه به قیافه سرخ منو دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط