اگر کسی از من می پرسید که امروز چه حسی داشتی فقط یک کلمه

اگر کسی از من می پرسید که امروز چه حسی داشتی فقط یک کلمه می تونستم بهش بگم .انهم تنهایی بود. تنهایی ابدی که به تارکی ختم می شود و هیچ نوری در انتهای این راه وجود ندارد.
دیدگاه ها (۳)

من اینجا نشسته ام با خودم زمزمه می کنم که دلم برایت خیلی ت...

بچه ها ویس براشماهم خرابه برامن عکسانشون نمیده :-(

هرگز نگو خداحافظ زیرا خداحافظ یعنی برو و برو یعنی فرامو...

من عاشق رابطه خودم با تختخوابم هستم هیچ عهد و پیمانی و مس...

رها🦋 اگر روزی از تو درباره ی من پرسیدند با آن ها بگو لجباز ب...

تولدت مبارک بهترین لیدر دنیا به عنوان ارمی می تونستم ببینم س...

این حس رو تجربه کردی ؟ می‌گفت من آدم ضعیفی نیستم…گفتم: دقیقا...

⁨‎از خارجی‌ها پرسید:
«اگه گرونی دلار به اینجا برسه، جنگ داخل...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط