چهل روز درد ماتم توست اکنون
چهل روز درد ماتم توست اکنون...
با درد عزای عاشورایت چه کنم
ور گذشت این عاشورا و ماندیم ما...
با مصیبت حضرت زینب چه کنم
سیاهی های هیئت تو تا ابد هستند
با سیاهی های دل خودم چه کنم
نور تو هرگز خاموش نمی شود ولی
با تاریکی روح و روانم چه کنم
حرارت مصیبتت در دل ماست ولی
با سردی و بی روحی دل و جانم چه کنم
آمد ندا شو وصل به حریم حسین
تا اینقدر به حسین نگویی چه کنم
...
شعر از خودم...
با درد عزای عاشورایت چه کنم
ور گذشت این عاشورا و ماندیم ما...
با مصیبت حضرت زینب چه کنم
سیاهی های هیئت تو تا ابد هستند
با سیاهی های دل خودم چه کنم
نور تو هرگز خاموش نمی شود ولی
با تاریکی روح و روانم چه کنم
حرارت مصیبتت در دل ماست ولی
با سردی و بی روحی دل و جانم چه کنم
آمد ندا شو وصل به حریم حسین
تا اینقدر به حسین نگویی چه کنم
...
شعر از خودم...
- ۲۵۳
- ۲۳ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط