عشق یک طرفه
عشق یک طرفه
پارت ۱۳💗
کایان شروع کرد همه اون تهدید هایی که به سویون گفته بود رو به جونگکوک گفت
ولی اگر فکر کردید برای جونگکوک مهم بود
سخت در اشتباهید
چون
تنها چیزی که اون لحظه برای جونگکوک مهم بود
این بود که
سویون از دست این عوضی خلاص بشه
جونگکوک گوش کرد و اخرش فقط گوشیشو اورد و تمام مدارکی که از کایان جمع کرده بود روی یک قاب به کایان نشون داد
کایان دیگه نمیتونست ترسشو پنهان کنه
فکر نمیکرد یه نفر برای محافظت از یه دختر
تازه نه هر کسی
کسی به اسم جونگکوک که دختر براش افت حرفه محسوب میشد
حالا انقدر دقیق درباره کسی بدونه که میخواست یه دخترو اذیت کنه
حرفهاش با لکنت همراه شد و بدنش لرز گرفت و لرزش شونه هاش کاملا واضح بود
آنقدر درباره مدارک حرف زد که کایان جلوی چشم جونگکوک تمام عکس ها و اطلاعاتی که درباره سویون داشت رو پاک کرد و از هردو معذرت خواهی کرد و رفت
جونگکوک بلافاصله اومد سمت سویون
بغلش کرد
خیلییییی عجیبه
اون حتی به سویون نگاه نمیکرد
حالا بغلش میکنه
چرا؟
نمیدونم
اروم به سویون گفت
جونگکوک:تموم شد دیگه کسی تهدیدت نمیکنه
سویون:ممنونم جونگکوک اگر تو نبودی.....
خواست ادامه حرفشو بزنه ولی معلوم بود این اگه از اون اگه هست که هزار تا حرف پشتش داره
پس تصمیم گرفت با تمام بغضش توی بغل جونگکوک بمونه.
ویو جئون جونگکوک:
نمیدونم چرا وقتی توی بغلمه حس خوبی دارم
نمیشه گفت عاشقشم ولی دیگه اون سردی و تنفر اولیه رو هم نسبت بهش ندارم
ویو سویون:
وقتی بغلم کرد انگار تمام صداهای دنیا و اطراف براب چند لحظه دور شد و فقط صدای ضربان منظم قلب جونگکوک رو میشنیدم
ولی خب چه فایده
اون فقط از روی انسانیت این کارو کرده چون نمیخواست چیز بدتری رو تجربه کنم
اره حتما فقط برای اینکه نشون بده آدم خوبیه این کارو کرد
ولی هیچکدوم نمیدونستن
ادامه این داستان چطوریه
ادامه دارد........
لیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
نگران نباشید میدونم پارت کوتاهه ۲ پارت دیگه هم هست مینویسم میزارم امشب
حمایت کنید عشقام🌷
پارت ۱۳💗
کایان شروع کرد همه اون تهدید هایی که به سویون گفته بود رو به جونگکوک گفت
ولی اگر فکر کردید برای جونگکوک مهم بود
سخت در اشتباهید
چون
تنها چیزی که اون لحظه برای جونگکوک مهم بود
این بود که
سویون از دست این عوضی خلاص بشه
جونگکوک گوش کرد و اخرش فقط گوشیشو اورد و تمام مدارکی که از کایان جمع کرده بود روی یک قاب به کایان نشون داد
کایان دیگه نمیتونست ترسشو پنهان کنه
فکر نمیکرد یه نفر برای محافظت از یه دختر
تازه نه هر کسی
کسی به اسم جونگکوک که دختر براش افت حرفه محسوب میشد
حالا انقدر دقیق درباره کسی بدونه که میخواست یه دخترو اذیت کنه
حرفهاش با لکنت همراه شد و بدنش لرز گرفت و لرزش شونه هاش کاملا واضح بود
آنقدر درباره مدارک حرف زد که کایان جلوی چشم جونگکوک تمام عکس ها و اطلاعاتی که درباره سویون داشت رو پاک کرد و از هردو معذرت خواهی کرد و رفت
جونگکوک بلافاصله اومد سمت سویون
بغلش کرد
خیلییییی عجیبه
اون حتی به سویون نگاه نمیکرد
حالا بغلش میکنه
چرا؟
نمیدونم
اروم به سویون گفت
جونگکوک:تموم شد دیگه کسی تهدیدت نمیکنه
سویون:ممنونم جونگکوک اگر تو نبودی.....
خواست ادامه حرفشو بزنه ولی معلوم بود این اگه از اون اگه هست که هزار تا حرف پشتش داره
پس تصمیم گرفت با تمام بغضش توی بغل جونگکوک بمونه.
ویو جئون جونگکوک:
نمیدونم چرا وقتی توی بغلمه حس خوبی دارم
نمیشه گفت عاشقشم ولی دیگه اون سردی و تنفر اولیه رو هم نسبت بهش ندارم
ویو سویون:
وقتی بغلم کرد انگار تمام صداهای دنیا و اطراف براب چند لحظه دور شد و فقط صدای ضربان منظم قلب جونگکوک رو میشنیدم
ولی خب چه فایده
اون فقط از روی انسانیت این کارو کرده چون نمیخواست چیز بدتری رو تجربه کنم
اره حتما فقط برای اینکه نشون بده آدم خوبیه این کارو کرد
ولی هیچکدوم نمیدونستن
ادامه این داستان چطوریه
ادامه دارد........
لیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
نگران نباشید میدونم پارت کوتاهه ۲ پارت دیگه هم هست مینویسم میزارم امشب
حمایت کنید عشقام🌷
- ۱۱۶
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط