Part9:

Part9:
با اینکه مرده مقابلش خیلی جذاب بود ولی جیمین نباید کم می آوورد باید مثل خودش قاطع حرف میزد اما همین که خواست شروع به حرف زدن کنه صدای جونگ کوک به گوشش رسید:

_آره دستش به دهنش میرسه ولی به تو ربطی نداره.اصلا به تو چه؟چرا فقط پولتو نمیگیری و کارتو انجام نمیدی؟

_فک کنم بلد نیستی یه مکالمه ی عادی داشته باشی شاید چون خوانوادت مشکل دار بوده؟

با لحن یونگی برای لحظه ای هردونفر جا خوردن....سکوتی فضارو دربر گرفته بود که یونگی ادامه داد:

_با توجه به واکنش هات باید بگم که...درست حدس زدم مگه نه؟

_میشه تمومش کنید؟
جیمین واقعا از این جو کلافه شده بود یک ساعت نبود که اونجا بودن اما جونگ کوک داشت بحث درست میکرد که به جای خوبی هم ختم نمیشد...

_آره خوانواده من مشکل دار بوده اما چون پولدار بودن مشکلاتشون و گوه کاری هاشونو با پول می‌پوشوندن...مادرم از پدرم متنفر بود همیشه دعوا داشتن اما...پول...همیشه یه روکش روی زندگیه ما بود تا دیگران از حقیقتش باخبر نشن فقط برای حفظ آبروهمدیگرو تحمل میکردیم و همینطور...پول....

_جالبه...گفتی مادرت از پدرت متنفر بوده درسته؟

_آره

_پس چرا با پدرت مونده بود؟بخاطر خودت؟

کناره ی لب جونگ کوک کش اومد...بخاطر خودش؟مادرش حتی از جونگ کوک هم متنفر بود...با همون نیشخند غمگین گفت:

_بخاطر اینکه پدرم پولدار بود و میتونست مخارجشو تأمین کنه...و_

_بنظر میاد یه مظنون جدید داریم!

_چی؟

_اسم مادرتو به عنوان مظنون به اداره ی پلیس میدیم

جیمین که تا همون لحظه به این مکالمه خیره شده بود با لحنی که پر از تعجب بود گفت:

_چی؟

یونگی سرش رو بالا آوورد و خیره به چشم های جیمین گفت:

_چطوری تا الان متوجه نشده بودین؟ممکنه قاتل پدر جونگ کوک نزدیک ترین فرد به خودش بوده باشه یعنی مادرش!باید مشخصات مادرشو به اداره ی پلیس بدیم چون الان که فکر کردم متوجه شدم تمام ارث آقای فردریک میرسه به همسرش تا همسرش اون رو به بچش بده و هیچ انگیزه ای بهتر از بالا کشیدن ارث برای قتل نیست پس احتمال اینکه مادر جونگ کوک قاتل پدرش باشه هست...

بعد از به زبون آووردن کلماتش توی چشمای جیمین خیره موند...میتونست جرقه های توی وجودش رو باهربار زول زدن تو چشماش حس کنه...

_چطوری به ذهن خودم نرسید راست میگی...

صدای جونگ کوک باعث از بین رفتن تماس چشمیه بین اون دو شد...
جیمین به آرومی گفت:

_حالا که فکرشو میکنم منطقیه

_من همیشه منطقی عمل میکنم...ولی...مظنون اول روهم بیخیال نشید همین فردا بیاریدش پیشه خودم تا ازش سوال کنم

جیمین سری به معنای فهمیدن تکون داد و با جونگ کوک به تونه برگشتن
#یونمین
#
دیدگاه ها (۶)

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

:Part8 جیمین ساف ایستاد و توی چشم های مرده روبروش خیره شد......

Part7: بعد از کلی کل کل به خونه ی کار آگاه رسیدن جونگ کوک و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط