گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما را

گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما را
یا نه ، ویرانه کنی ساخته ی دنیا را

گفتم ای عشق چه بر روز تو آمد امروز
که به تشویش سپردی شب عاشق ها را

چه شد آن زمزمه ی هر شبه ی ما ای دوست
چه شد آن صحبت هر روزه ی یاران یارا

چشمه ها خشک شد از بس نگرفتی اشکی
همتی تا که رهایی بدهی دریا را

حیف از امروز که بی عشق شب آمد ای عشق
کاش خورشید تو آغاز کند فردا را ...

✍ 💘 ‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۸)

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دلِ مندلِ من داند و من دانم و دل...

سلام نگار جان درگذشت عمه محترمتان... را تسلیت عرض می‌کنم. ان...

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم در خیالی که گرفتار تو شددام شو...

بنام دوگل بهشتیکی عشق و دیگری سرنوشتبه قلم گفتم بنویس ؟ هرچه...

مافیایه عشق P:2بعد از کلی گشتن بلاخره شب شد هان مارو به یک ب...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط