🍂

🍂

زندگی ما
حکایت یخ فروشی نشود

که از او پرسیدند :
فروختی؟
گفت: نه، ولی تمام شد

🍁 🍁
دیدگاه ها (۱)

.تـو دریـایے و من مـوجے اسیـرم کہ مے خـواهـم ...

چشمانت را ببند..و تمام عشق درونیت را پرواز ده..به آنجا که دو...

رَفت آن تازه گُل و ماند به دل خار غمشگُل کجا جلوه‌گر و سرزنش...

ازفال فروشی پرسیدندچه می فروشی؟گفتبه کسانیکهقدر امروزشان را ...

حکایت خیلی از افرادی ک در زندگی ما حضور دارن 𝓶𝓪𝓻𝓭𝓪𝓪𝓫❤️‍🔥🦋 #...

حکایت شنیــــــــ‌دنی از ملانصرالدین از ملانصرالدین پرسیدند:...

🔻ایرج مصداقی (سلطنت‌طلب) در انتقاد به شهرام همایون: 🔸شهرام ...

افشاگری نماینده سیرجان در مورد درخواست Vip برای مدیر عامل گل...

زندگی.......

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند:شما چطور شصت سال با هم زندگی کردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط