آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقصآ

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقصآ
چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقصآ

در دست جام باده آمد بُتم پیاده،
گر نیستی تو ماده زان شاه نر، به رقص آ
دیدگاه ها (۲)

خنجر واسه این سینه کافی نیست ! عاشق کُشی رسم تلافی نیست ! ا...

در خصایص «فتیان» [جوانمردان]شیخ ابوالقاسم گوید که: «چون از ا...

من اسیرم، تو فقط لحظۀ مردن من، می تونی باز کنی این یوغ از گر...

من طَربم، طَرب منم، زَهره زند نوای من! عشق میان عاشقان شیوه ...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

)سناریو فرفره های انفجار)*BL*

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط