چه شد ؟ خاک از خواب بیدار شد

چه شد ؟ خاک از خواب بیدار شد
به خود گفت : انگار من زنده ام !
دوباره شکفته است گل از گلم
ببین بوی گل می دهد خنده ام !

نوشتند چون حرف ناگفته ای
گل لاله را بر لب جویبار
چه شد ؟ باز انگار آتش گرفت
همه گل به گل دامن سبزه زار

چنین گفت در گوش گل ، غنچه ای :
نسیمی مرا قلقلک می دهد
زمین زیر پایم نفس می کشد
هوا بوی باد خنک می دهد

صدای نفس های نرم نسیم
به بازیگری گفت اینک منم !
که با دست های نوازشگرم
گلی بر سر شاخه ها می زنم !

از این سوره ی سبز و آیات سرخ
کتاب زمین پر علامت شده
زمین گفت : شاید بهشت است این !
زمان گفت : گویا قیامت شده !

زمین فکر کرد : آسمانی شده
کبوتر گمان کرد آبی شده
دل سنگ حس کرد : جاری شده
گل احساس کرد: آفتابی شده

به چشم زمین : برف ها آب شد !
به فکر کویر: آبشار آمده !
به ذهن کلاغان : زمستان گذشت !
به قول پرستو : بهار آمده !


{ قیصرامین پور }
دیدگاه ها (۱۲)

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاکشاخه‌های شسته، باران خورده پاکآس...

.

میخوام پامو محکم بذارم زمینمیخوام حس کنم تکیه گات شونمهبغل ک...

...♥...

گل های خاموش part: 2 ...

پارت پنجم

شبنم کوچولو: 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط