نشانم داد چشمانت خدایى را که در دین است

نشانم داد چشمانت خدایى را که در دین است

و دانستم که او هم بى گمان موهاش زرین است


نمیدانم چه پیوندی ست بین چشم و لب هایت

که در چشمت عسل دارى ولى لب هات شیرین است


درون سینۀ سنگین تو عشاق جان کندند

که حالا با شکوهى مثل دیوارى که در چین است


زمانى عشق شیرین کوه ها را جابه جا مى کرد

و حالا تیشۀ فرهاد بر این عشق خوشبین است


بدان تقدیر جز این نیست باید مال من باشى

تو زیبایى پرى تاوان زیباییت سنگین است


حجت حصاری
دیدگاه ها (۷)

نشانم داد چشمانت خدایى را که در دین استو دانستم که او هم بى ...

نشانم داد چشمانت خدایی را که در دین استو دانستم که او هم بی ...

نشانم داد چشمانت خدایی را که در دین استو دانستم که او هم بی ...

نشانم داد چشمانت خدایی را که در دین استو دانستم که او هم بی ...

عراقچی تو یکی گوه خور یمن نباش♨️عراقچی: آماده کمک به شروع گف...

♨️دبیر شورای عالی امنیت ملی: 🔹آمریکا با برخی از هفت شرط ایرا...

مدالی به رنگ خون برای قاتلان میناب

📸 خشم برزیلی‌ها از دخالت آمریکا🔹 برزیلی‌ها از دخالت آمریکا د...

🔻 اسامی ۳۵ نماینده انقلابی مجلس که خواستار استیضاح عراقچی شد...

♦️ادعای عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در مورد تذکر رهبر انقلاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط