هوا خنک بود. صدای خشخش برگها زیر قدمهاشون میپیچید. هن
هوا خنک بود. صدای خشخش برگها زیر قدمهاشون میپیچید. هنوز هیچکدوم چیزی نگفته بودن. سکوتی بینشون بود که نه سنگین بود، نه راحت… یه چیزی بین درد و احتیاط.
سوآ نگاهش رو از کف خیابون کند و با صدای آروم، ولی واضح گفت:
– میدونی…
من دیگه نمیخوام گذشته برام مهم باشه.
سوهو ایستاد. همونجا وسط کوچه.
برگشت سمتش و برای اولینبار توی اون شب، مستقیم توی چشماش نگاه کرد.
سوآ ادامه داد. صداش آروم بود ولی قاطع:
– من تا حالا دوستی نداشتم. هیچوقت...
نه توی پرورشگاه، نه توی مدرسه.
همیشه یا همهچی مسابقه بود، یا ترس.
همیشه باید زرنگ میبودم، دفاع میکردم، میدویدم…
ولی الان...
من فقط یه چیز میخوام.
نفس عمیقی کشید و گفت:
– میخوام تو…
اولین دوستم باشی.
سوهو لبهاشو از هم باز کرد، ولی چیزی نگفت.
فقط همونطور نگاهش کرد.
نگاهی که بین ناباوری و اندوه، گیر کرده بود.
سوآ لبخند خیلی خیلی کمرنگی زد.
– نه عاشقانه، نه عجیب.
فقط یه دوست.
سوهو انگار یه لحظه خشکش زد. بعد، آروم سرش رو پایین انداخت.
با صدای گرفتهای گفت:
– من… بلد نیستم.
سوآ همونطور که قدم برداشت، گفت:
– منم بلد نیستم.
ولی میتونیم با هم یاد بگیریم.
و باز، در سکوت شب، کنار هم قدم زدن.
نه به عنوان دو تا آدم زخمی…
بلکه به عنوان شروع یه چیزی جدید.
سوآ نگاهش رو از کف خیابون کند و با صدای آروم، ولی واضح گفت:
– میدونی…
من دیگه نمیخوام گذشته برام مهم باشه.
سوهو ایستاد. همونجا وسط کوچه.
برگشت سمتش و برای اولینبار توی اون شب، مستقیم توی چشماش نگاه کرد.
سوآ ادامه داد. صداش آروم بود ولی قاطع:
– من تا حالا دوستی نداشتم. هیچوقت...
نه توی پرورشگاه، نه توی مدرسه.
همیشه یا همهچی مسابقه بود، یا ترس.
همیشه باید زرنگ میبودم، دفاع میکردم، میدویدم…
ولی الان...
من فقط یه چیز میخوام.
نفس عمیقی کشید و گفت:
– میخوام تو…
اولین دوستم باشی.
سوهو لبهاشو از هم باز کرد، ولی چیزی نگفت.
فقط همونطور نگاهش کرد.
نگاهی که بین ناباوری و اندوه، گیر کرده بود.
سوآ لبخند خیلی خیلی کمرنگی زد.
– نه عاشقانه، نه عجیب.
فقط یه دوست.
سوهو انگار یه لحظه خشکش زد. بعد، آروم سرش رو پایین انداخت.
با صدای گرفتهای گفت:
– من… بلد نیستم.
سوآ همونطور که قدم برداشت، گفت:
– منم بلد نیستم.
ولی میتونیم با هم یاد بگیریم.
و باز، در سکوت شب، کنار هم قدم زدن.
نه به عنوان دو تا آدم زخمی…
بلکه به عنوان شروع یه چیزی جدید.
- ۱۹.۰k
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط