دلم برای انارها تنگ است

دلم برای انارها تنگ است
برای دانه‌های سرخ و سفید
یاقوت‌های عاشق
منتظرم تا برگ‌ها زرد شوند
تا انارها سرخ شوند
و پاییز بیاید و همه عاشق شوند
پاییز بیاید و دلتنگی من شاید
با همه‌ برگ‌های خزان زده
کم کم بریزد
مجید مصطفوی
دیدگاه ها (۱)

مامان همیشه میگه چای باید خوب دم بکشه !تا عطر و رنگ واقعیشو ...

چند سالی بود که همدیگر را ندیده بودیم یعنی از سال آخر دانشگا...

دنیای تاریکی به تَن دارم !پس مانده های درد یعنی منرفتی و پای...

تا قرن ها غرق در رویایش بودمچند قرناصلا این ساعت لعنتی هیچ و...

باز یادت در دلم امشب قیامت می کندبی تو دلتنگی مرا هرلحظه غار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط