#زر‌های‌من

#زر‌های‌من
تفکرات مامان بابام وقتی سرم تو گوشیمه: با پسرا لاو میترکونه
دارن از‌پاک بودن درم میارن و منحرفم میکنن و کلی چیز میز یادم میدن
یا دارم عکسمو پخش میکنم

من در همون موقع: ااهههه لعنتی چرا این مرحله انگری بردز رد نمیشههههههه
دیدگاه ها (۱)

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

#خورشیدوماه🌙☀️part=3بعد از کلی خسته گی کلاسمون تموم شد، بلند...

فیک کوک ( جدایی ناپذیر) ادامه پارت۵۶

از زبان ا/تدیوونه شدم..چرا مثل دیوونه ها رفتار میکنم..عقلم ر...

سلام خوشگلای نازی خوبید ببخشید دیر شد ولی گذاشتم

آیدل من پارت ۱۷

✨🌱✨#ناحله #قسمت_سی_و_دوم +دختر جون گوشیت ک خودشو کشت بیدار...

قلب سیاه پارت هفدهم

پدر چیست؟....موجودیست مهربان که حاضره جونشو واست بده ...ولى ...

قسمت ۴۰ و ۴۱ و ۴۲سلام.چون خسته ام و میخوام بخوابم زودتر رمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط