امشب کران درد دلم بی کران شده

امشب کران درد دلم بی کران شده

باران ابرهای غمم بی امان شده

باز این دل از غریبیتان حرف می زند

از غربتی که همدم آن یک جوان شده
دیدگاه ها (۱)

مقیم   کوی    شمایم   بگو   کجا    بروماز   این   حریم  مصفا...

ازآن زمان که دلم گشت مبتلای شماتمام زندگیم وقف شد برای شماسن...

معمار می شوی و بنای تو می شوممانند یک ضریح برای تو می شومقلب...

می روم بر درگه شاه کرم زاری کنممی روم بهر دل دیوانه ام کاری ...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

در سوگِ آن پیرِ ولایت، دیده گریان می‌شودراهِ عزایش تا جمکران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط