🦙
🦙
[۱۹:۴۵ به وقت چین]
یه چیزی شبیه ولاگ خرابشده دارم، دوست دارید ببینید؟
• ویدیو •
• با خوشحالی راهی جزیرهی چجو میشم
• اوه، من توی کیمپو هستم، ولی معلوم شد بلیطم از چجوئه
• جدی ۳۵ بار صفحه رو تازه کردم تا یه بلیط جدید پیدا کنم
• بعد از تغییر زمان اجارهی ماشین، با بدن خستهم راه افتادم تا فرنی آبالون بخورم
• استی، این اولین و آخرین باره که صدام این شکلیه، ببخشید
• برای همینه که مردم با هواپیما به چجو میرن
• فرنی آبالون سفارش دادم و حتی حلزون دریایی هم گرفتم
• خالهخانمه سرش شلوغ بود، برای همین خودم با کارت پرداخت کردم
• اولین باره که اینو فشار میدم
• نوش جان
• خوب غذا خوردم
• غذا خوردنم تموم شد
• یِپ
• حالا کجا دارم میرم؟
• راستش ویدیوها رو همینجوری و بیهدف کنار هم گذاشتم، فقط… حسوحالش رو درک کنید
• صدای آب
• دوباره دارم یه جایی میرم
• شاید هتل؟
• وسایلم رو اونجا چیدم (درواقع حتی وسیلهای هم ندارم، ببخشید که هر سه روز لباسهای تکراری پوشیدم، بداهه عمل کردم)
• بوم!
• غذا
• اونجا کسی نبود، ولی بهخاطر حق کپیرایت موسیقی، صدای فرودگاه رو روی ویدیو گذاشتم؛ برای همین انگار اونجا شلوغه. فکر کنم… اونجا جَز پخش میشد.
• یه بچه با خانوادهش نزدیکم بود و شنیدن صدای اونا همزمان با صدای موجها خیلی دلنشین بود، برای همین چیزی رو که گوش میدادم خاموش کردم و یه کم همونطوری نشستم.
• روز بعد دوباره دارم یه جایی میرم
• سکوت
• من واقعاً عاشق صدای آبم
• اینجا کافهی سگها نیست، ولی خوشحال بودم و وقتی مشروب میخوردم، با خودم فکر میکردم که آیا حق دارم به همچین چیز بامزهای نگاه کنم یا نه
• دوباره به سمت دریا
• ممنون که تماشا کردید، دفعهی بعد یه دوربین وینتیج با خودم میارم
۱۳ دقیقه طول کشید تا ویدیو ارسال بشه.
از این ولاگ خرابشده لذت ببرید.
ㅋㅋㅋㅋㅋ
[۱۹:۴۵ به وقت چین]
یه چیزی شبیه ولاگ خرابشده دارم، دوست دارید ببینید؟
• ویدیو •
• با خوشحالی راهی جزیرهی چجو میشم
• اوه، من توی کیمپو هستم، ولی معلوم شد بلیطم از چجوئه
• جدی ۳۵ بار صفحه رو تازه کردم تا یه بلیط جدید پیدا کنم
• بعد از تغییر زمان اجارهی ماشین، با بدن خستهم راه افتادم تا فرنی آبالون بخورم
• استی، این اولین و آخرین باره که صدام این شکلیه، ببخشید
• برای همینه که مردم با هواپیما به چجو میرن
• فرنی آبالون سفارش دادم و حتی حلزون دریایی هم گرفتم
• خالهخانمه سرش شلوغ بود، برای همین خودم با کارت پرداخت کردم
• اولین باره که اینو فشار میدم
• نوش جان
• خوب غذا خوردم
• غذا خوردنم تموم شد
• یِپ
• حالا کجا دارم میرم؟
• راستش ویدیوها رو همینجوری و بیهدف کنار هم گذاشتم، فقط… حسوحالش رو درک کنید
• صدای آب
• دوباره دارم یه جایی میرم
• شاید هتل؟
• وسایلم رو اونجا چیدم (درواقع حتی وسیلهای هم ندارم، ببخشید که هر سه روز لباسهای تکراری پوشیدم، بداهه عمل کردم)
• بوم!
• غذا
• اونجا کسی نبود، ولی بهخاطر حق کپیرایت موسیقی، صدای فرودگاه رو روی ویدیو گذاشتم؛ برای همین انگار اونجا شلوغه. فکر کنم… اونجا جَز پخش میشد.
• یه بچه با خانوادهش نزدیکم بود و شنیدن صدای اونا همزمان با صدای موجها خیلی دلنشین بود، برای همین چیزی رو که گوش میدادم خاموش کردم و یه کم همونطوری نشستم.
• روز بعد دوباره دارم یه جایی میرم
• سکوت
• من واقعاً عاشق صدای آبم
• اینجا کافهی سگها نیست، ولی خوشحال بودم و وقتی مشروب میخوردم، با خودم فکر میکردم که آیا حق دارم به همچین چیز بامزهای نگاه کنم یا نه
• دوباره به سمت دریا
• ممنون که تماشا کردید، دفعهی بعد یه دوربین وینتیج با خودم میارم
۱۳ دقیقه طول کشید تا ویدیو ارسال بشه.
از این ولاگ خرابشده لذت ببرید.
ㅋㅋㅋㅋㅋ
- ۵۱۹
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط