پنهان نکن نام مرا زیر زبانت

پنهان نکن نام مرا زیر زبانت
بگذار تا شیرین شود طعم دهانت

با خنده هایت شعله ور کن پیکرم را
خاکسترم را پخش کن روی لبانت

بگذارتا جاری شود سیلابی ازخون
از زخم پنهان مانده در اعماق جانت

دیگر کجا باید به دنبالت بگردم
دنبال ردی از نگاه مهربانت

من آن پرستویم که راهش را بلد نیست
می ترسم آخر گم شوم در آسمانت

شیرینم اما تلخ می دانم ولی تو
پنهان نکن نام مرا زیر زبان
دیدگاه ها (۱)

آنچه♡ پنهان♡ در میان♡ِ سینه باشد♡ عشق نیست !♡عاشقان با رسم ر...

از غَمَت در سینه ام دل بی قراری میکندچَشمِ سوزانـم زِ دردت گ...

خسته ام فردا نگاهت را ...

این فصل آخر است، ببخش عاشقانه نیستامشب در این خرابه هوای ترا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط