قسمت میدهم ای عشق مرا پیر مکن

قسمت میدهم ای عشق مرا پیر مکن
این تن خسته من را تو زمین گیر مکن
من که یکبار نچیدم زلبت بوسه ی ناب
بوسه برلب نچشیده تو مرا سیر مکن
تو مرا هــــــدیه مده بر شب تاریک غزل
غزلم را به غم هجـــــــر تو درگیر مکن
تابه کی چشم به دردوزم وگریان باشم
اشک چشمان مرا این همه تبخیرمکن
دل درون قفس از دست تــو فریاد زده
طاقت خسته ی من راغل و زنجیرمکن
یا اگر خسته ایی از عشق بگو تا بروم
خون رنگین من آغشته به شمشیرمکن
دیدگاه ها (۸)

سخت است بخندی و دلت غم زده باشدهر گوشه ی پیراهن تو نم زده با...

تا دلت خواست به احساس دلم بد کردی تا که دیدی به تو عاشق شده ...

من که هر شب با خیالت عمر را سر می کنم عشق را در چشم زیبای تو...

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می‌شودسرفه‌هایم تازگی‌ها آن‌چنان...

قسمت میدهم ای عشق مرا پیر مکناین تن خسته من را تو زمین گیر م...

من زنی وحشی شدم در میکده ! رامم مکنسوختم در تابه ی سوزان ِ ت...

دل من خسته شده ، ناز کشیدن بلدی ؟روی لبخند غمم ، ساز کشیدن ب...

دل من خسته شده ، ناز کشیدن بلدی ؟روی لبخند غمم ، ساز کشیدن ب...

دل من خسته شده ... ناز کشیدن بلدی ؟روی لبخند غمش ساز کشیدن ....

دل من خسته شده ، ناز کشیدن بلدی ؟!روی لبخند غمش ، ساز کشیدن ...

‏دل من خسته شده ، ناز کشیدن بلدی ؟!روی لبخند غمش ، ساز کشیدن...

دل من خسته شده ، ناز کشیدن بلدی ؟!روی لبخند غمش ، ساز کشیدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط